👌 دوکلمه حرف حساب 👌احمدشاه یک نابغه بود، نه رضاشاه
من پس از سی و اندی سال زندگی در فرانسه و دیدن پنجاه و دو کشور، لبو فروش ندیدهام؟
رضاکاظمی
در تاریخ ایران دو شخصیت ظهور کردند که ایرانیها قدر و قیمت هیچ کدامشان را ندانستند:
یکی رضاشاه بود که خدماتی انجام داد بدون اینکه بداند این کارها را برای چه مردمی انجام میدهد و مردمش را اصلا نمیشناخت؛
و دومین نفر احمد شاه بود که اگرچه کاری برای ملت انجام نداد اما برخلاف رضاشاه با نبوغ فوقالعادهاش مردم را خوب میشناخت.
اولی عمر خودش را تلف کرد و مردم پوست خودش و فرزندش و حتا نوهاش را هم کندند.
اما دومی نه؛ رفت دنبال زندگی و تفریح به اروپا و از سفر برنمیگشت. تا اینکه نخست وزیر وقت، رضاخان، که هنوز خودش شاه نشده بود به او نوشت:
اعلیحضرتا به ایران برگردید و به امور مملکت برسید؛
و احمد شاه از اروپا به رضاخان پاسخ داد:
من لبو فروشی در خارج را به پادشاهی در ایران ترجیح می دهم!! این سخن احمدشاه را که از سر شناخت واقعی ملت ایران بوده است و نبوغ او را در شناخت مردمش نشان میدهد، باید با طلا نوشت. اومردمشناس بود و میدانست این ملت با همین آخوندها و خرافات و سینهزدن و احیا رفتن و عاشورا بازی سرخوشتر است تا مدرن شدن. احمد شاه مردم را میشناخت و پهلویها نمیشناختند.!
.
براستی که ۹۹ در صد ایرانیها مشکلی با این آخوندها ندارند. اگر کمی حجاب رابرای زنان شل کنند و دلار را پایین بیاورند که اجناس کمی ارزان شوند، تمام مشکل مردم حل می شود. باور کنید اگر امروز بهای ارزاق و کرایه خانه ۳۰ در صد ارزان شود و دلار به ۲۰۰۰ تومان برسد ملت شریف ایران که همهی ما باشیم با این آخوندها هیچ مخالفتی نداریم و جلوی پای آخوندها با هر درجهی علمی هم که باشیم بخاک میافتیم و تعظیمشان میکنیم.
ملتی که علاقمند دشمنان خویش است و امام حسین و امام رضا را بر فردوسی ترجیح میدهد طبیعیتر است شتر سواری کند تا کادیلاک و بنز و هواپیمای سالم و مدرن سوار شود.
پیشرفت ومدرنیته با اخلاق و رفتار ما همراه و همساز نیست. ایرانی حس مدرن شدن را از دست داده است و عقبگراتر از آن است که فکرش را بکنیم......
سخن آخر، بر آن ۹۹ درصد از ما که عقبمانده هستیم حرجی نیست. مشکل ما در آن یک درصدی است که ظاهرا فکر میکند آگاه شده و می فهمد، ولی آن ۹۹ درصد را رها کرده و کمکش نمیکند تا آنها را از چاه پرگنداب نادانی و عقبماندگی برهاند، و اینجاست که خودآن یک در صدی ها هم جزو همان ۹۹ درصد میشوند. در نتیچه میتوان گفت صد درصد این ملت همان است که حکومت فعلی بهترین و طبیعیترین نمایندهی شخصیت و ظاهر و باطنش هستند؛ که در ضرب المثل گویند، خلایق هرچه لایق.
و هیچ امیدنجاتی هم برای یکصد سال آینده مردم ایران نیست. دلیل میخواهید؟ خیلی روشن است، به ایرانیان تحصیل کردهی ساکن غرب که حدود ۴ میلیون نفر هستند نگاه کنید، چند نفر از آنها برای رهایی ملت خود و مردم گمراهشده ایران وقت و پول وتلاش گذاردهاند؟ دومیلیون از آنها؟ یک میلیون؟ صدهزار؟ یکهزار؟ نه، اگر هم تعدادی باشند اصلا به صد نفر نمی رسند! بعلاوهی دویست سیصد نفری که گاه بگاه در تظاهرات یکروز در سال شرکت میکنند و آنها هم در آنجا با همدیگر گلاویز میشوند.
متاسفانه این ملت قدیمی دیگر روی آرامش و آسایش و اقتدار و احترام و افتخار نخواهد دید. بقول خود آخوندهای نیرنگباز (بر چنین ملتی که چنین رهبرانی را انتخاب کردهاند و یا امروز آنها را که هربلایی سرشان میآورند تحمل میکنند)
فاتحه معالصلوات......
اگر این نوشته نا امید کننده است شما خودتان برای امیدوار کردنش کاری بکنید، گامی بردارید، اگر بگویید از دست من تنها چه برمیآید همان است که گفته شد، لبوفروشی در بیرون از ایران به پادشاهی و صدارت برچنین ملت پرمدعای پوچشده مفیدتر است. یادمان باشد که روشنفکران ایران در صد سال گذشته ایران را یک گام پیش نبرده اند و هر کارشان تظاهر و تقلبی بوده است و آنها بودند که پیش از مردم خودشان به دام و دامن خمینی افتادند و دیگران را هم با خود به مسلخ کشاندند.
سوئد- سینا صورتگر- متولد 1363
شهریور ۱۳۹۸ بازنشر بهمناسبت تکرار شورش و فاجعهی ۵۷ در همسایگیمان،
افغانستان