🗯 آبان 1395، محمود صادقی، نمایندۀ مجلس شورای اسلامی، توی یکی از جلسات مجلس، سؤالی در مورد قوۀ قضاییه مطرح کرد. صادقی پرسید تعداد حسابهای بانکی رییس قوۀ قضاییه خیلی بالائه. این حسابها تکامضائه هم هستند. اگه ممکنه، ایشون توضیحاتی در مورد این حسابها ارائه بدن. آیتآلله صادق آملی لاریجانی، رییس وقت قوۀ قضاییه، این پرسش از طرف صادقی رو "اتهام" خوند و اعلام کرد که چنین کاری "وقاحت محض"ئه.
🗯 اخیراً روزنامه فرهیختگان مصاحبهای با غلامعلی حدادعادل انجام داد. حدادعادل مؤسس مدرسۀ غیرانتفاعی فرهنگ هست. خبرنگار تو جایی از مصاحبه پرسید آیا ممکنه جناب حدادعادل میزان دریافتی مدرسه از اولیا رو منتشر کنن؟ به زبان ساده، از حدادعادل خواسته شد که میزان ورودی مالی این مدرسه رو اعلام کنن. حدادعادل چنین سؤالی رو "بیانصافی" و "بیاخلاقی" نامید.
🗯 گویی پاسخ دادن به سؤال، نیاز به «فرهنگ تحمل» داره. اما سؤال اینه که آیا فقط سیاستمدارا اینطورین که چنین سؤالاتی رو برنمیتابن؟ به نظرم میاد که این پدیده تو خیلی از ماها دیده میشه. یعنی میشه بهش به عنوان یه مسئلۀ فرهنگی نگاه کنیم. مثلاً تصور کنین از یه متخصص (حالا چه در زمینۀ جامعهشناسی، یا تاریخ علم یا دینپژوهی یا فقه یا بیومکانیک یا رباتیک یا ...) پرسیده بشه که تخصص شما یا پژوشکدۀ شما چه فایدهای برای جامعه داره؟ شما چه دردی رو درمان میکنین؟ بودجۀ شما صرف چه کاری میشه؟
🗯 احساس میکنم (و متأسفانه مشاهده هم کردم) که پرسشگر، خیلی از اوقات پاسخ محترمانهای دریافت نمیکنه. مکانیزم پاسخ هم همونیه که تو موارد بالا دیده شد. تو مرحلۀ اول پرسشگر به عنوان دشمن، خصم یا برانداز (و توی این مورد به عنوان مخالف علوم انسانی، آدم علمپرست یا مهندسیزده، یا مخالف توسعۀ تکنولوژیک) دیده میشه؛ و مرحلۀ بعدی هم که مشخصه: تخریب! شاید نیاز باشه که خیلی از کسایی که تو این زمینه، مسئولیتی بر عهده دارن، توجهی به این مسئله بکنن.
✅ نقد و نظر:
@Ali_soltanzadeh@philosophycafe