به سراغ ثروتمندان نروید تا بودجههای شکسته را ترمیم کنید
این کار نه جواب میدهد و نه از نظر اصولی درست است
وسوسه «رابینهودی» در آمریکا و اروپا در آمریکا، یک درصد بالای درآمدی حدود ۲۰٪ از کل درآمد اقتصاد را در اختیار دارند و نزدیک به یکسوم مالیات فدرال را میپردازند. با این حال سیاستمدارانی مانند زوهران ممدانی پیشنهاد مالیات جدید ۲٪ بر درآمدهای بالای یک میلیون دلار را مطرح کردهاند. در کالیفرنیا نیز رأیگیری درباره مالیات «یکباره» ۵٪ بر ثروت میلیاردرها مطرح است. در اروپا—از فرانسه تا جناح چپ حزب کارگر بریتانیا—مطالبات مشابهی دیده میشود.
مشکل اول: پول کافی به دست نمیآید به استدلال اکونومیست، ثروتمندان بهتنهایی نمیتوانند دولتهای رفاه را تأمین مالی کنند: • مالیات پیشنهادی کالیفرنیا حدود ۲٪ از تولید سالانه ایالت درآمد ایجاد میکند—رقمی اندک برای یک مالیات سنگین. • طرح نیویورک تنها حدود ۰٫۲۵٪ از تولید سالانه را پوشش میدهد. حتی حذف برخی معافیتها، مانند ترفند مالیاتی مربوط به مالیات عایدی سرمایه هنگام مرگ، کمتر از ۰٫۱٪ تولید ناخالص داخلی درآمد دارد.
مشکل دوم: آسیب اقتصادی در نیویورک، نرخ ترکیبی مالیات بر درآمدهای بالا (فدرال، ایالتی و محلی) به ۵۲٪ میرسد. پژوهشها نشان میدهد افزایش ۱ واحد درصدی نرخ مالیات بر درآمد، احتمال ثبت اختراع را طی سه سال آینده ۰٫۶ واحد درصد کاهش میدهد. نوآوران تنها حدود ۲٪ از ارزش اقتصادی ایجادشده را نصیب خود میکنند؛ بنابراین کاهش انگیزه نوآوری، هزینهای بزرگ برای کل جامعه دارد.
⚖️ بحث عدالت؛ پیچیدهتر از ظاهر کشورهای توسعهیافته امروز بیش از هر زمان دیگری بازتوزیع درآمد انجام میدهند. از دهه ۱۹۹۰، آمریکا بخش بزرگی از افزایش نابرابری پیش از مالیات را با افزایش مالیات ثروتمندان و گسترش هزینههای اجتماعی جبران کرده است. عدالت فقط برابر کردن درآمدها نیست؛ بلکه به احترام به حقوق مالکیت، ثبات قوانین و امکان بهرهمندی از ثمره تلاش و ریسکپذیری هم مربوط میشود.
🧾 راهحل پایدار چیست؟ اکونومیست استدلال میکند مالیاتهای گسترده و همگانی—مانند مالیات بر مصرف—هم درآمد بیشتری ایجاد میکنند و هم از نظر سیاسی سالمترند. جامعهای که «همه» مالیات میدهند و «همه» از خدمات عمومی بهره میبرند، پایدارتر از مدلی است که در آن «اقلیتی» هزینه «اکثریت» را بپردازند.
🎯 جمعبندی در دورهای که هزینههای دولت رو به افزایش است، تکیه بر افزایش مالیات ثروتمندان شاید از نظر سیاسی جذاب باشد، اما در بلندمدت هم به اقتصاد آسیب میزند و هم درآمد کافی ایجاد نمیکند. تقلید از رابینهود شاید وسوسه انگیز باشد—اما به گفته اکونومیست، یک تله است.