او کیست، که ننگ سکوت را می‌شوید
در انتظار تهمتنی نجات‌بخش نمی‌ماند
به پایداری البرز است
سرخی آرزوی گر گرفته‌ی قلب‌اش
سبزی و سیاهی جنگل را می آراید
سیاهکل را پر می کند
از خویشتن، از چکامه و فریاد
از نکبت_ نشان ارتشتاران_ در باران...

بخشی از شعر: «آن یار که با ماست»
📕 یادی از خیالی
🖌 فریبرز رئیس‌دانا

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment