▪️بازاندیشی در مجموعهی ورزشی-صنعتی
▪️سهشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۲
ورزش در مدرسه میتواند خروجیهای ارزشمندی داشته باشد:
- یادگیری کار گروهی
- عادت مادامالعمر به داشتنِ تناسب اندام
- فرصت درخشش برای بچههایی که تمرکز علمی ندارند
- ارائهی فرصتهای رهبریکردن
- ارزشگذاشتن به پشتکار، نوآوری و مسئولیتپذیری
و با این حال، بسیاری از مدارس طوری رفتار میکنند که گویی تنها چیزی که دارند کمبود جام قهرمانی است. آنها بچههایی را که ممکن است (هنوز) ویژگیهای فیزیکی لازم برای برندهشدن را نداشته باشند، نیمکتنشین میکنند. آنها استادیومهای بزرگ میسازند، [ برای انجام مسابقات ] به سفرهای طولانی میروند، دانشآموزانی را که مرتکب خطا میشوند سرزنش میکنند یا طوری رفتار میکنند که گویی تنها نکتهی مهم، برندهشدن است.
لباسهای همشکل شیک، بزرگنمایی تفاوتهای کوچک و تمرکز جدی روی نتیجه، مزایایی را که اکثر ما بدنبالشان هستیم تأمین نمیکنند.
بهتر نیست که یک لیگ کوچک داشته باشید و بچهها را آنقدر تعویض کنید که تیمها با هم جور شوند؟ یا به هر بازیکن، به اندازهی یکسان، زمان برای بازی بدهید؟ یا به بچهها برای رشد شخصی پاداش دهید، نه برای بهتربودن از کسی که فقط کمی زودتر از بقیه شروع کرده است؟ چه اتفاقی میافتاد اگر مربیان بهخاطر چیزی که واقعن برای والدین ارزش دارد، پاداش میگرفتند، نه برای بازسازی آنچه مردم در تلویزیون میبینند؟
شاید بتوانیم با این سوال شروع کنیم که اصلن ورزش مدارس برای چیست؟ آیا دانشآموزان برای سرگرمکردن هواداران ورزش میکنند؟
این استدلال من در مورد گروه موسیقی جاز محلی و تولیدات تئاتر در مدارس راهنمایی نیز صدق میکند.
.