🖋 هوستون اسمیت از دانشگاه هاروارد، در مصاحبه‌ای از من پرسید که آیا به عنوان استاد عصب‌شناسی و روان‌پزشکی اذعان نمی‌کنم که انسان تابع شرایط و قیود است؟ پاسخ دادم که البته در مقام یک عصب‌شناس و روان‌پزشک کاملاً آگاهم که انسان تا چه حد تحت تأثیر شرایط است. اعم از این‌که شرایط زیست‌شناختی، روان‌شناختی یا جامعه‌شناختی باشد. اما این را هم اضافه کردم که در عین حالی که استاد دو رشتۀ عصب‌شناسی و روان‌پزشکی هستم، اما نجات‌یافته از چهار اردوگاه (کار اجباری نازی‌ها) هم هستم. به معنای دقیق‌تر شاهد توانمندی خارق‌العادۀ انسان در مقاومت و شهامت در بدترین شرایط بوده‌ام. توانایی منحصر به فرد انسان این است که خود را حتی از بدترین شرایط رها نماید. به هر حال، این ظرفیت بی‌نظیر انسان در منفک کردن خود از هر وضعیتی که در آن واقع می‌شود، نه فقط با قهرمان‌گرایی به گونه‌ای که در اردوگاه‌های نازی‌ها مشاهده می‌کنیم، بلکه با شوخ‌طبعی نیز در انسان بروز می‌کند.

🖋 شوخ‌طبعی هم از توانمندی‌های منحصر به فرد انسان است، که نباید از آن شرمنده بود. حتی برخی پا فراتر گذاشته و معتقدند که شوخ‌طبعی یک ویژگی الهی است. در مزامیر داود به خداوند به عنوان «خداوند متبسم» اشاره می‌شود. شوخ‌طبعی و قهرمان‌گرایی بیانگر توانمندی بی‌نظیر انسان در جدایی خود از شرایط موجود است. با همین توانمندی است که انسان می‌تواند نه تنها خود را از یک وضعیت رها کند، بلکه می‌تواند از خودش نیز رهایی یابد. انسان قادر است نگرشی را که نسبت به خود دارد برگزیند. و با انجام چنین کاری او واقعاً جایگاهی را در جهت عوامل تعیین‌کننده و قیود و شرایط جسمی و روحی برای خود برمی‌گزیند. و چنین انتخابی برای روان‌درمانی، روان‌پزشکی، آموزش و پرورش و مذهب پیامدی تعیین‌کننده دارد. زیرا هم‌چنان که در پرتو این امر مشاهده می‌کنیم، شخص آزاد است شخصیت خود را شکل بخشیده و مسئول خویشتنی است که از خود ساخته است.

📚 از کتاب «معنا درمانی»، نوشتۀ ویکتور فرانکل 📚

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment