وقتی میگفتن "عوضش امنیت داریم" نباید این جواب داده میشد که "امنیت که فقط نظامی نیست.
امنیت اقتصادی و جانی و بهداشتی هم انواع دیگهی امنیته که ما نداریمش."
این فقط بخشی از جوابه.
مغالطهی مهم زیر کلمهی "عوضش" خوابیده بود.
اون چیزهایی رو که ذبح کردن تا بگن عوضش امنیت نظامی داریم، دقیقا همون چیزهایی بود که از دست رفتنش داشت ریشهی امنیت نظامی رو میزد.
وقتی حکومتی با مردم مثل رعیت برخورد کنه و اعتراض رو به بدترین شکل سرکوب کنه، حمایت اون مردم ناراضی رو از دست داده.
و دنیا کور نیست.
به کشوری که پر از ناراضیه راحتتر میشه دستدرازی کرد.
وقتی تفکری اقتصاد رو به اسم امنیت فدا کنه، خیلی طول نمیکشه که دیگه نه اقتصاد رو داره نه اون امنیت رو.
وقتی کسی باهات دادوستد نداره در نتیجه دلیلی برای حفظ منافعت سر راهش نیست.
یه جادهی بینالمللی که از وسط کشورت رد بشه بیشتر از هزار تا موشک میتونه امنیت تو رو تامین کنه.
چون کمپانیهای صاحب اون هیجدهچرخها بیشتر از هرکس و هرچیز دیگه دلشون امنیت تو رو میخواد.
چون امنیت تو امنیت اونهاست.
امروز منشا قدرت' پوله. و پول.
۱. از نیروی انسانی داخلی و
۲. از تجارت خارجی به دست میآد.
حتی در زمان چنگیزخان هم که نیروی جنگاور و تعداد اسب و علیق نقش حیاتی داشت، باز هم اهمیت این دو مورد رو دست کم نمیگرفتن.
حتی مغولها، با اون توحش رامنشدنی، هم میفهمیدن باید قصرهاشون رو در شهرهای کنار جادهی ابریشم بسازن.
چون اقتصاد شوخی نداشت.
برای سرپا موندن باید یه دری رو به پول باز میکردن.
همچنین دیده بودن شهرهایی که مردمش از حاکم محلی ناراضیان چهقدر راحت و بیمقاومت فتح میشه.
مردم ناراضی انگیزهای برای مبارزه ندارن.
شهر بیمبارز' قهرمان نداره و مردم بیقهرمان راحتتر حذف میشن.
امنیت دربارهی این نیست که کاری کنی ازت بترسن.
بلکه در مورد اینه که طرحی بریزی که جدی بگیرنت.
و امروز همه فقط اقتصاد رو جدی میگیرن. بدون اون اقتصاد' چیزی باقی نمیمونه که حالا بخوای با موشک ازش دفاع کنی یا نه.
@PN_KFP