🗯 کانال «صادق کاذب» نظرسنجی جالبی رو به اشتراک گذاشته که توی لینک زیر می‌تونین ببینین:
https://t.me/sadeghekazeb/277
نتیجۀ پاسخ افراد به این سؤال:
https://t.me/sadeghekazeb/278
توضیحات و تحلیل «صادق کاذب» در مورد نتیجۀ نظرسنجی:
https://t.me/sadeghekazeb/280
من فکر می‌کنم «بخشی» از توضیح صادق کاذب ساده‌اندیشیه که به ما تصویر غلطی ارائه میده.

🗯 یکی از مسائلی که توی تاریخ مهمه، اینه که «تو قرن شونزده و هیوده میلادی چه اتفاقی رخ داد که ما میگیم انسان وارد دورۀ مدرن شد؟». مسئله، پیدا کردن علت مدرنیته نیست. یعنی این سؤال به دنبال این نیست که بپرسه «چرا مدرنیته رخ داد؟»؛ بلکه می‌خواد بپرسه «وقتی ما میگیم بشر وارد دورۀ مدرن شد، منظورمون اینه که بشر چه تغییری نسبت به گذشتۀ خودش کرد؟». صادق کاذب سعی کرده بخشی از این تغییر رو این‌طور توضیح بده (از همون لینک بالا):
"یکی از مهم‌ترین رویدادهایی که به «مدرن» شدن جهان انجامید مواجهه با انبوهی از مسائلی بود که در دنیای قدیم وجود نداشت. مواجهه با این مسائل باعث شد انسان در جهان مدرن متوجه شود شهود منبع موثقی نیست. شهود ما می‌گوید زمین ثابت است. شهود ما می‌گوید ممکن نیست زمین و ماه که این همه با هم فاصله دارند همدیگر را جذب کنند. ممکن نیست ما حاصل فرایند تکامل باشیم. شهود ما می‌گوید ما مرکز جهانیم. ممکن نیست کامپیوتر آگاه شود. شهود ما کلاً زر مفت زیاد می‌زند."

🗯 حرف صادق کاذب اینه که انسان توی دورۀ مدرن به شهودش شک کرد و سعی کرد از شهود استفاده نکنه یا کمتر از شهود خودش استفاده کنه. به نظرم اشتباهه که ما مدل «زمین-مرکزی» بطلمیوسی رو نتیجۀ شهود و مدل «خورشید-مرکزی» کوپرنیکی رو نتیجۀ شواهد بدونیم. قرن‌ها مدل زمین-مرکزی مورد قبول دانشمندا (و نه فقط مردم عادی) بود. هم به این خاطر که دلایل و شواهد، زمین-مرکزی رو تأیید می‌کرد و هم به خاطر این‌که با این مدل، پدیده‌های نجومی مثل کسوف رو پیش‌بینی می‌کردن. بطلمیوس (دانشمند قرن دوم میلادی) صرفاً با اتکای به شهود، معتقد نبود که زمین ثابته. دلایلی ارائه می‌کرد. و به خاطر همین هم حرف‌های گالیله تو قرن 17 مورد توافق همگی قرار نمی‌گیره، چون ادعاهای گالیله از نظر طرفدارای نظام بطلمیوسی نمی‌نونسته به اشکالات پاسخ بده. این حرف رو برای تک‌تک نظریات علمی پیشامدرن میشه گفت که این نظریات همگی پشتوانۀ تجربی داشتن. در نتیجه، من این‌طور «نمی‌بینم» که عقاید مرکزی سنتی بر پایۀ صرفاً شهود بوده و چون انسان مدرن به شهود (به طور کلی) شک کرد، اون عقاید رو کنار گذاشت.

🗯 از طرف دیگه، توی دورۀ مدرن هم این‌طور نیست که شهود کم شده باشه. توی فلسفه‌های انگلیسی-آمریکایی (یا همون تحلیلی)، کاملاً رایجه که فیلسوفا از «شهود» استفاده می‌کنن. برای دست‌یابی به چه چیزی از شهود استفاده می‌کنن؟ دست‌یابی به صدق (یا حقیقت). توی موضوعات معرفت‌شناسی و اخلاق، کافیه به مقاله‌ها و کتاب‌های فیلسوفای انگلیسی-آمریکایی رجوع کنیم تا حجم ارجاع به شهود رو ببینیم. این فیلسوفا معتقدن شهود اخلاقی امروز ما اینه که برده‌داری (حداقل به روش باستانی اون) کار غلطیه؛ شهود اخلاقی امروز ما اینه که شکنجۀ کودک کار غلطیه؛ شهود ما اینه که جهان خارج از ذهن (میز و صندلی و دریا و ...) واقعاً وجود داره و صرفاً ساختۀ ذهن ما نیست؛ شهود ما اینه که برهنگی جلوی جمع و مثلاً نشون دادن قسمت‌های خاصی از بدن توی یه مهمونی رسمی کار درستی نیست؛ شهود ما اینه که درختان، محل تجمع ارواح نیست؛ شهود ما اینه که کوه و دریا و ابر و خورشید، ادراک ندارن.
ای کاش صادق کاذب این‌طور می‌نوشت که «در دورۀ مدرن، انسانها شهودهایشان را کنار نگذاشتند یا شهودهایشان را ناموثق ندانستند، بلکه شهودهای خود را عوض کردند». انسان تو همۀ دوره‌های تاریخی غرق در شهوده.

⚠️ من مجبورم دوتا نکته رو تذکر بدم چون ممکنه بعضی از دوستان برای این‌که بدونن تعریف «شهود» چیه، سرچ کنن و به سایت «تقریباً» نامعتبر ویکی‌پدیا رجوع کنن (این دوتا نکته، نقد به تحلیل صادق کاذب نیست). تو صفحۀ فارسی این سایت (در مورد شهود)، یه توضیح کوچیکی هم در مورد علم حضوری داده و ممکنه این تصور پیش بیاد که شهودی که این‌جا توضیح داده شده، همون علم حضوری از نظر فیلسوفای اسلامیه. چنین تصوری غلطه. نکتۀ دوم این‌که شهودی که این‌جا مدنظره، هیچ ارتباطی با کشف و شهود عرفا نداره. 71 درصد افراد با استفاده از کشف و شهود عرفانی، گزینۀ اول رو توی نظرسنجی صادق کاذب انتخاب نکردن؛ شهودی که این‌جا مدنظره، با کشف و شهود عرفا متفاوته. چه بسا بسیاری از چیزهایی که عرفا با کشف و شهود بهش برسن، فیلسوفای انگلیسی-آمریکایی (حتی خداباور) اونا رو قبول نکنن، فقط و فقط به این دلیل که «با شهود این فیلسوفا ناسازگاره».

✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment