این اتاق دختر دهه نودی من هست که برای مهر به استقبال مدرسه میره
که خودش هم در۱۹ هم شرکت کرد وگم شد و مانابود شدیم تا اینکه اونشب پیداش کردیم اونشب بانوجان تمام خونه ها در شونو باز کرده بودن
واگر ما رو پناه نداده بودن تا سرکوچه دنبالمون بودن با گاز اشک آور که هم خودم وهم همسرم تیر خوردیم
دخترانم با اشک آور مصدوم شدن
وبلاخره هم همسرم گم شده بود وهفت تا ساچمه خورده بود توصورتش که یکی از ساچمه ها بالای چشمی خورده بود تازه شبکیه شو عمل کرده بود
شب خیلی خیلی عجیبی بود
۱۸ هم که رفتیم و۱۹ هم رفتیم ولی تیر خوردیم وهمو گم کردیم من که گفتم دخترمو بردن
ولی اون خانم صاحبخونه منو دلداری میداد
اونقدر اونشب همه هوای همو داشتیم
یه پسر جووون تمام کوچه دخترمنو صدا میزد
واااااای
😭😭😭😭😭چه مردم نازنینی داریم ما
😔😔😔😔@flith