▪️قراردادها و قدرت ▪️ستگادین | دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱
یک قرارداد مکتوب، به نفع طرفی است که کمترین قدرت را دارد.
قدرت ممکن است به شکل پول، دسترسی به وکلای زیاد یا فقط یک آمادگی برای نابودکردن همه چیز باشد.
در لحظهی قبل از امضای قرارداد، طرف کمقدرت، بطور لحظهای، صاحب قدرت بیشتری میشود. چراکه طرف مقابل، چیزی را که دارید، میخواهد. ولی بمحض اینکه دستش به آن رسید، تنها حفاظ محکم در برابر اتفاقات آینده، همان قراداد است و بس.
وقتی یک تعامل پایدار و روبهجلو وجود داشته باشد، دستدادنها برای توافق، عالی هستند. تا وقتی که هرکدام از طرفین، شرافتمندانه رفتار میکنند، طرف مقابل میتواند به انجام آنچه گفته است ادامه دهد. ولی وقتی اولویتها یا عوامل خارجی تغییر میکنند، یک قرار دلبخواهی میتواند به شخصی که از عهدهی [وضعیت جدید] بر نمیآید آسیب برساند.
روی دو چیز باید تمرکز کنیم:
۱- آیا قرارداد با دقت کافی مشخص کرده که حتی اگر دنیا هم تغییر کند، چه کسی قرار است چه کاری انجام دهد؟
۲- آیا در قرارداد، راههای جبران و اصلاح، به اندازهی کافی واضح هستند که اگر به قرارداد احترامی گذاشته نشد، طرف کمقدرت بتواند به راحتی و به طور موثر، یک نتیجهی منصفانه بگیرد؟
به همین خاطر، اضافهکردن یک بند غیررسمی به قرارداد درمورد وجود داور یا حکمیت، ایدهی هوشمندانهای است. چرا که حمایت قانونی برای کارگران و دیگران را منطقی میکند. و به این خاطر ما نیاز داریم که سیستمهای قضایی را بمنظور اجرای توافقات مشخص و شفاف، تقویت و تحسین کنیم.
.