عذر تقصیر به پیشگاه آیت الله منتظری

مجتبی نجفی

استاد بزرگوارم سلام


این روزها تصاویری از زندانها با هر وسیله یا انگیزه، در فضای مجازی دست به دست می ‌شود که نشان دارد از حمله وحشیانه به زندانیان توسط مأموران زندان!
یادتان هست از همان اوایل پیروزی انقلاب دغدغه خاطر شما وضعیت زنداها بود. شما خود طعم زندان چشیده بودید و درد و رنج زندانی را لمس می‌کردید. برخی دیگر هم البته چشیده بودند اما به فکر انتقام بودند و به فکر حفظ نظام با خشونت!
آن روزها در نامه‌های خود به آیت الله خمینی می‌نوشتی از: دادگاه‌ها و احكام صادره و تاثیر جوها و احساسات و عصبانیت‌ها، اعدام دختران سیزده چهارده ساله از رشد فشارها و تعزیرات و شكنجه‌های طاقت فرسا و آمار زندانیان، سلول های انفرادی با وضعیت غیر انسانی، از هرج و مرج و خود مختاری مسئولین بازجویی و بازپرسی. از دیوانه شدن دختری در زندان که نجاستش را می خورد، از دست و پا شکسته، دندانِ کنده، از کتک خوردن زن باردار و سقط فرزندش، از سوزاندن با فندک، به ماشین بستن، سوزاندن با نفت و گازوییل عورت ....!
از حضرت امیر گفتی که به خاطر در آوردن خلخال از پای یک دختر مسیحی می‌گوید: اگر مسلمانی از غصه بمیرد، من او را مذمت نمی کنم. از خلیفه دوم گفتی که به داروغه گفت: اگر گوسفندی در کنار شط فرات از کشاورزی به غصب گیرند من روز قیامت باید جواب بدهم!
نوشتید افراد تند و نامتعادل را تصفیه کنید اما آنان پشتشان گرم بود! تو قسم جلاله می‌خوردی که: هدفت اصلاح است، منابعت متقن است، فکر آینده کشور هستی و قضاوت تاریخ! ولی در پاسخ گفتند: دیگر نامه ننویس، نامه‌های شما خیانت است و برای اینکه در جهنم نسوزی به اشتباهت اعتراف کن!
تو از مردم و تاریخ گفتی! و آنان گفتند مارا به قضاوت مردم و تاریخ چه!
 شما را ساده لوح، و بازی خورده مجاهدین خلق خواندند! و البته یک جمله حقی هم گفتند: "تو طاقت نداری!"
حضرت عباسی این را راست می گفتند! طاقت می‌خواهد که فجایعی بر سر مردم بیاید بشنوی، و شب آرام و قرار داشته باشی و تو شب خواب نداشتی چرا که قصه دل تو قصه دلهای سنگی نبود!
آن روزها بانگ زدی، اما تک و تنها ماندی در میدان با هزارآن آدم در مقابل! کوتاه نیامدی اما از مرکب پست و مقام پایین آمدی! آن روزها حتی آنانی که نزد تو شهادت می‌دادند، به نامردمی رفتند، و چون به خلوت رفتند آن کار دیگر کردند! آن روز دوربین و هکر نبود، فضای مجازی نبود و تو ماندی یکه و تنها با خروارها تهمت و نسبتهای ناروا و چنان سونامی تهمت علیه تو باب شد که مقاومت در برابر آن به غایت صعب و سخت بود.
 امروزه فقط بخش ناچیزی از آنچه که شما گفتی عیان شده است و آنانی که خود مبدع و استمرار بخش این وضعیت بودند و تو را متهم به زود باوری می‌کردند، امروزه دستور پیگیری می دهند! غافل از اینکه خود اینان متهم ردیف اولند.
 امروزه عذر تقصیر به پیشگاه تو می آوریم چرا که آنچه تو در خشت خام دیدی جوان در آیینه ندید!
راستی از دنیای برزخی چه خبر؟ و ما خبر عندکم!

دیدار شما با کسانی که به بقا با هر بهایی می‌اندیشیدند، تماشایی است!



جان آگه با #فرهیختگان

Comments

Be the first to add a comment