شب به پایان راهش نزدیک می‌شود.
ما را
هرگز خوابی نیست.
بیدار می‌مانیم تا سپیده‌دمان.

منتظر می‌مانیم
تا خورشید چکش‌اش را
بر تارکِ خانه‌ها بکوبد.

منتظر می‌مانیم
تا خورشید
چکش‌اش را
بر پیشانی‌های مان بکوبد
بر قلب های‌مان بکوبد
آن قدر بکوبد
تا صدا شود
آن قدر تا صدا شنیده شود
صدایی دیگر‌گونه؛
چرا که سکوت
پر از صدای گلوله‌هایی ست
که نمی‌دانیم از کجا شلیک می‌شوند

«یانیس ریتسوس»
برگردان: بابک زمانی

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment