دو کتاب از سایه اقتصادینیا
کتاب «هم شاعر، هم شعر» همچنین «پنج آبتنی» به لطف مؤلّف آن خانم اقتصادینیا به دستم رسید.
«هم شاعر، هم شعر» دربردارندۀ نکات و تأمّلات و نقدهایی دربارۀ شعر، شخصیت، زندگی و زیست اجتماعی برخی از شاعران معاصر است. از ژاله اصفهانی و فروغ فرخزاد و نیما یوشیج و سهراب و اخوان و منوچهر آتشی و قیصر امینپور تا سلمان هراتی و هوشنگ ایرانی و شاملو و یدالله رویایی. کتابی کمبرگ و خوشخوان که هم دارای نکتهسنجیهایی جالب توجّه، و هم حاوی اطلاعات زندگینامهای است. نثری آراسته و روان دارد و نرم و سبک خواننده را برمیدارد و میبرد تا از زاویۀ درک و دریافت نویسنده، هم شاعر و هم شعر را تماشا کند.
اقتصادینیا کوشیده به خطوطی از چهرۀ محو ژاله اصفهانی نور بپاشد، دلایل ناکامی هوشنگ ایرانی در بهدست آوردن اقبال مردم و جامعۀ ادبی را بشمارد و از زندگی ادبی و اجتماعی منوچهر آتشی بگوید. او همچنین تحوّل تدریجی قیصر امینپور را از آرمانگرایی به واقعگرایی نشان داده و از شعر ایدولوژیک سلمان هراتی گفته است. در بخش دیگر کتاب هم نگاهی به سه شعر از نیما، دو شعر از سهراب، دو شعر از رؤیایی داشته و از شعر «شکاف» احمد شاملو، «میراث» اخوان ثالث و «باد ما را خواهد برد» فروغ فرخزاد سخن گفته است. کتاب موضوعاتی جالب و متنوّع دارد، اوّلبار در سال ۱۳۹۴ و بار دوم در سال ۱۳۹۸ توسّط نشر مرکز منتشر شده است.
«پنج آبتنی و مقالات دیگر دربارۀ فروغ فرخزاد» شامل دو بخش میشود. بخش نخست مجموع مقالاتی است که نویسنده تا اکنون دربارۀ زندگی و شخصیت فروغ نوشته است؛ با نامهای «فروغ فرخزاد اسطورهای سترون»، «زندگینامه، بلی یا نه»، «چند کلمه دربارۀ فروغ فرخزاد با فعالان حقوق زنان»، «فروغ فرخزاد، شخصیت دوقطبی»، «رنج کامیار بودن» و همچنین «افق روشن» که نام یکی از اشعار مشهور احمد شاملوست و به کامیار شاپور (فرزند فروغ فرخزاد) تقدیم شده است. با یادداشت «رنج کامیار بودن» همدل نبودم به این دلیل که نویسنده نقش زن جوانمرگی که از سال ۱۳۴۵ دستش از دنیا کوتاه بوده را در ناخوشاحوالی، زندگی نابهسامان و مرگ غریبانۀ کامیار (۱۳۳۱ تا ۱۳۹۷) دیده ولی اندکسهمی برای پرویز شاپور (۱۳۰۲ تا ۱۳۷۸) که حامی و مربّی اصلی پسرش بوده و پس از درگذشت فروغ، سالهای سال فرصت داشته کنار او و راهنمای او باشد قائل نشده است. با «چند کلمه دربارۀ فروغ فرخزاد با فعالان حقوق زنان» همرأی بودم به این دلیل که اگرچه فروغ را به عنوان زنی که با همان عمر کوتاهش توانست ردّپایی از خود در هستی برجای بگذارد، ارج مینهم و تحسین میکنم ولی بر این گمانم که او نمیتواند برای زن امروز و دیروز و هیچروز الگو باشد. مشکلات روحی، سبک زندگی، استفاده از نفوذ مردانی چون ناصر خدایار و نادرپور برای کسب شهرت، بیرغبتی به کسب درآمد و استقلال مالی، تلاشنکردن برای به دست آوردن حضانت تنها فرزندش کامیار پس از طلاق و... که گرچه مربوط به زندگی خصوصی شاعر است ولی همینها کافی هستند برای اینکه قابلیت الگو بودن، پیشاهنگی و پرچم به دست گرفتن را از او سلب کنند. و اصلا چه لزومی دارد که شاعر الگو دانسته شود؟
اقتصادینیا از دریچهای دیگر فروغ را نگریسته. دریچهای جز آن دریچۀ مألوف که سالها از آن به فروغ نگریسته شده است و من خواندن این کتاب را هم برای مقلّدان و کاریکاتورهای فروغ که غالبا راه هبا میپویند فایدهمند میدانم، هم برای شاعرانی که با دندانقروچههای آشکار سودای عبور از او را در سر میپرورند و هم کسانی که آرام و ایمن راه خود را میروند. فروغ را باید با حواشیاش دید. با موقعیت تاریخی ویژهای که در آن قرار گرفت و بزنگاهی که بر او آغوش گشود و برکشیدش تا روشنتر دیده شود.
در بخش دوم کتاب، از فروغ فرخزاد شعری نقل شده است به نام «آبتنی». نویسنده نظایر آن در متون ادبی دیگر را پیش چشم آورده است. تنشستن شیرین در خسرو و شیرین نظامی، آبتنی مارال در رمان کلیدر دولتآبادی، تنشویی مریم در شعر توللی، آبتنی در شعری از منوچهر آتشی به نام «زنی از حافظه» و به چشمه فروشدن پری در «یه شب مهتاب» شاملو. سپس شعر فروغ را تحلیل و با نظایرش مقایسه کرده است. این کتاب خواندنی در سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات مروارید منتشر شده است.
عاطفه طیه
https://t.me/arshivefarhikhtegan/435#فرهیختگان، ندای آگاهی