تانک از چشم‌هایت،
قناسه از لبانت،
بمب از کله‌ات
ساطور از جگرگاهت سرریز می‌شود.

تو تکرارِ کدام بمبارانی
که بویِ راسته‌ی شکسته‌بندانِ
اعراب را می‌دهی.

من در توبودم و تو برشانه‌یِ شرمگینِ شهر
که خونت در اجتماعِ رؤسایِ جمهورِ کذاب؛فروخته شد
تا چهره‌یِ درهم شکسته‌ات
بیرقِ خونینِ چریکهایِ اواخرِ قرن باشد

سياوش اكبرى

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment