رده‌های تیره این شهر، گنجایش سایه‌های سنگین تو را نداشت
مرگ را در آغوش بکش تا با هم بمیریم
تو در شعله‌های افکار و رفتار جماعت مُرده سوختی
نه کبریتی که خودت روشن کردی
فریادهای طرفداری سرخ و آبی گلوی ما را جر داد
اما از این سکوت تیره خفه نشدیم
خفه نمی‌شویم
و خفه نخواهیم شد
جنازه سوخته تو ترسناک است

پدر، بلندتر فریاد بزن که انقلابی هستم
ورودی ها را گِل بگیرید

متن و طرح از حسین قاضی‌نوری

@Tavaana_TavaanaTech

Comments

Be the first to add a comment