🖌مسعود کیمیایی
📕 جسدهای شیشهای
این رمان برای نخستین بار در سال ۱۳۸۰ منتشر شد و چون آثار سینمایی او از سه درونمایهی «رفاقت»، «عشق» و «آرمانهای بربادرفته» برخوردار بود. این کتاب پر است از حوادثِ مهم تاریخِ معاصرِ ایران چون گسترش حزب توده، برپایی محاکمهی دکتر مصدق و یا رخ دادن انقلاب ۵۷. شخصیتِ اصلی «کاوه» است که هم پدر و هم رفیق و هم دختر موردعلاقهاش را از دست داده و حالا تصمیم میگیرد سری به گذشته بزند و جوابِ سوالاتِ خود را دریابد. او خانهی قدیمیاش را ترک و مُهر و موم میکند و میرود سراغ خالهاش طاووس. زنی تنها با رازهایی بسیار، که درِ گذشته را به روی کاوه باز میکند و دربارهی پدر واقعیاش برای او حرف میزند: «آخ… کاوهی عزیزم! مرگ مادرت میان ماست؛ چگونه نگویم و پست باشم و چگونه بگویم و تو را تحمل کنم؟ چه بر سرت خواهد رفت اگر بدانی مادرت که بود. رحیم را پدر دانستن جرم ماست، تو را در کنار رحیم گذاشتن در آن خانه و این کبرای تازه آمده، جرم ماست. اما چه باید گفت و چگونه باید گفت. پدرت زنده به بوی مادرت شد. هیچ انسانی در باورش نخواهد گنجید…» آدمهای داستان، هرکدام به شکلی تحتتاثیر فضای سیاسی حاکم بر جامعه قرار گرفتهاند و زندگیشان به این خاطر، دستخوش تغییراتی شده است و آقای نویسنده در پسِ روایتِ از این آدمها، تلاش میکند تا ادای دینی به سینما، به تهران، به کوچهها و کافهها و محلهها، به خیابانها و لبوفروشها و قهوهخانهها هم داشته باشد. او در این اثر، گاه از رئالیسمِ جادویی هم بهره میگیرد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing