۱. برادرانِ سپاهی! مبادا ضدانقلاب بگوید اینطور که فرمانده و معاون و مشاور و سخنگویِ سپاه، جورواجور حرف میزنند، همانطوری است که جنگ را اداره کردند!
۲.حضراتِ اخوی! آن محمّد جهانآرا که در خرمشهر جلوی لشکر زرهی دشمن ایستاد، خبرگزاری نداشت، روزنامه نداشت، فیلمسازی نداشت، سایبری نداشت، سودای ریاست نداشت. حتّی درجهی نظامی و سلاحِ سنگین نداشت. خلوص داشت و مجاهدتِ با نفس داشت و چند رفیقِ پایِ کار. علیکم بالاخلاص و علیکم بالرفاقه.
۳. دوستان فرمودید چندتا بزنند، چندتا میخورند؟! آنوقت از شهدای هستهای تا طهرانیمقدّم و سلیمانی و فخریزاده، نطنز۱، نطنز۲، بمبارانِ مداومِ پایگاههای ن.ق در سوریه،... شما چندتا خوردید؟ و چندتا زدید؟
۴. برادران فرمانده! فاو چگونه سقوط کرد؟ و چرا همه آنچه در ۸سال حاصل شده بود در کمتر از ۷۲ساعت از دست رفت؟ آیا جز این بود که بهگاهِ حملهی برقآسایِ دشمن ‐به جای سنگر‐ در اجلاسِ کرمانشاه بودید و در غفلتِ تقسیمِ صندلیهای مجلس؟ و آیا امروز نیز مشابه همان فاجعه نیست؟ اسرائیل در تکرار جنایات بیمکافاتاش گستاخ شده و سپاه در پی سیاست! کجا میروید سرداران؟ اُحُد را رها کرده و غنیمتِ جمع میکنید؟
۵. یاد من باشد از آن روز، از آن جادهی سرد و صدایی که چنین گفت: برادر برگرد!