یاسین رامین فرزند محمدعلی رامین مشاور ارشد دلقک ولاییمحموداحمدی نژاد و معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد است؛ در زمان مدیریت وی مطبوعات یکی از
سیاهترین دوران سانسور و قلع و قمع را تجربه کردند.
یاسین در حالیکه تنها ۲۶ سال داشت، شرکت دارویی رشد را تاسیس کرد و با رانتِ پدر، به خرید و واردات دارو و تجهیزات پزشکی مشغول شد. برای تضمین سود، بهعنوان بخش خصوصی و پیمانکارِ هلال احمر وارد گود شد و به واردات از آلمان و تحویل به این سازمان مشغول گردید. او از ارسال گزارش مالی به سازمان خودداری میکرد. در سال ۱۳۸۹، هلال احمر اعلام کرد که رامین در امانت، خیانت کرده است: تصاحبِ ۸۷۳ هزار و ۸۸۷ یورو بابت خرید پلانگر یا پمپ سرنگهای قلمی تزریق انسولین و انتقال مال غیر به ارزش ۵۴۰هزار یورو.
در سال ۱۳۹۵، نجفی، مشاور اقتصادی دولت اعلام کرد:
با وارادتِ انحصاریِ داروهایی تقلبی یا با کیفیتی پایین، چندین میلیارد دلار عاید جوانی شده که با یکی از خانمهای هنرپیشه ازدواج و یکی از املاکش را که چند ده میلیارد تومان ارزش داشته بهعنوان مهریه تقدیم خانم کرده است.
بخشی از این واردات، شیرخشکهای فاسد و تاریخ مصرفگذشته بودند که به حلقِ نوزادان در سراسر ایران ریخته شدند و میلیونها دلار سود نیز به جیب رامین و مهناز افشار رفت.
ازدواج با رامین از حیث اقتصادی بهقددی برای افشار جذاب و پرمایه بود که او عطای سینمای فشل ایران را به لقایاش ببخشد و به آلمان برود. جالب اینجاست که افشار سه سال در آلمان با حجاب اسلامی در مجامع رسانهای و هنری ظاهر شد تا مطمئن شود که رامین سرانجام میتواند به او ملحق شود. از برداشتن حجاب خودداری کرد تا اگر چنین امکانی مهیا نشود، پلِ بازگشت به آغوش جمهوری اسلامی خراب نگردد. بعد از حصول اطمینان، به اردوگاه لمپنسلبریتیهای پهلوی ملحق شد: جاییکه هیچکس به گذشتهی شما کاری ندارد و با اسم رمز جاویدشاه از بسیجی ولایی به یکی از بسیجی_های سلطنت طلب تبدیل میشود و خلاص. رامین نیز بعد از رسیدن به اروپا، به همین اردوگاه ملحق شد تا او نیز ضمن در جیب داشتن اموال دزدیدهشده از جیب ملت ایران، یکشبه به آزادیخواه تبدیل شود.
پروژهی صدورِ زبالههای سیاسی به خارج کامل نمیشود مگر با وجود دستگاههای بازیافتِ زباله؛ زبالهدانیهایِ صهيونيست اینترنشنال هم کاربردیترین شرکتِ بازیافت.
اینبار نوبت به رامین رسیده که تطهیر شود و این وظیفه به نیوشا صارمی واگذار میشود که خود تا وقتی در ایران بود، نانخورِ روزنامهی جامجم، ارگانِ مطبوعاتی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بوده است.
حالا کارمند سابق صدا و سیما و یک دزد، روبروی هم مینشینند و با بودجهی اسرائیل، خود را بهعنوان اپوزیسیون به ملت نگونبخت ایران معرفی میکنند. جملگی تا ثانیهی آخر که در ایران زندگی میکنند از سفره غارت میخورند و وقتی سفره کمی کوچک شد، به خارج صادر میروند و دور سفرهی کثافتِ سعودی و اسرائیل جمع میشوند.
صنعت اپوزیسیون ولایت مطلقه فقیه چنین چیزیستکسانیکه زیر سایهی جمهوری اسلامی از بهترین زندگی و رفاه برخوردارند و یک کلمه _ولو برای نمایش_ علیه حاکمیت سخنی نگفتهاند و چهبسا خود بخشی از دستگاه پروپاگاندای طبقهی حاکماند، به خارج صادر میشوند و به تعویض کارفرما، بهعنوان اپوزیسیون به مردم معرفی میگردند. اپوزیسیونی سلبریتیمحور، ضد انقلاب، ضد تشکلیابی و دشمنِ مبارزان داخل کشور که توهمی به تبهکاران غرب ندارند. جمهوری اسلامی از این اپوزیسیونِ ثروتمند و رسانهدار برای به حاشیه راندنِ مبارزات خودبنیادِ داخل کشور نهایت بهره میبرد. تا دو دهه قبل جمهوری اسلامی مخالفانِ سرشناس خود را در خارج از کشور ترور میکرد ولی امروز بدون به جان خریدنِ هزینههای هنگفت بینالمللی، خود اپوزیسیون اختراع میکند، صادر میکند و در سطوح مختلف از آنها سود میبرد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing