🧂از سر بیحوصلگی
تازه چند روز از حمله به عینالاسد گذشته بود که به همراه دوست شفیق حمیدآقای عظیمی به دیدار یکی از تصمیمگیران مهم امنیتی کشور رفتیم.
پرسیدم که این چه نمایش مضحکی بود؟ چرا به زدن در و ساختمان بسنده کردید و تلفات نگرفتید؟ حواستان هست که زدن سلیمانی چه معنایی دارد؟
گفت حق با توست اما راستش را بخواهی ترسیدیم. (یکیدو سال بعد یکی دیگر از فرماندهان در جمعی دانشجویی عین همین ادبیات را به کار برد)
گفتم حاج! اگر میترسید یا همین حالا کناری بروید و کار را به نسلی بدهید که هنوز با ترس میانهای ندارد یا اگر بنا نیست از مرکب قدرت پیاده شوید برای خودتان هم که شده هنوز که در چنته چیزی برای معامله هست، سریع بروید و با حفظ آبرو پرچم تسلیم را بالا ببرید. پشتپرده، تدریجی و بدون درد و خونریزی.
وسط خوابیدن مال لحاف است و نه سیاست.با این دستفرمان چندسال بعد در اوج ضعف و فرسودگی هم چوب را خوردهایم، هم پیاز را هم کتک را و هم فحش را. هم...
گاهی میخواهی الگو باشی، اما به خاطر انتخابهای اشتباهت و اصلا بیانتخابیات درس عبرت میشوی.
دور باد...
#هادی_معصومی_زارع
😁Ellinne