📜 چند خط خواندنی اندراحوالات «قرار با خورشید»
... سالها در ذهنم بود برای امام رضا(ع) بکنم.
خب من به عنوان یک آدمی که هیچکاری در این عالم بلد نیست چه کار باید بکنم؟! نه پولی دارم که از جنس فعالیت اقتصادی کاری بکنم. نه توان تشکیلاتسازی به معنای تشکیل جامعه قدرت دارم که از آن منظر کاری بکنم. نه سواد درست و حسابی دارم که بتوانم به دوتا آدم درس بدهم.
تنها کاری که بلدم این است که قلم و کیبورد دستم بگیرم و بنویسم. فکر میکردم باید کاری بکنم و کاری که توانستم بکنم این بود.
... احساس کردم که شاید تنهایی نمیشود این کار را انجام داد...
... برای همین رفتم یکی یکی از دوستانم خواهش کردن؛ تمنا کردم و
گفتم یک چیزی بنویسید در مورد خودتان و امام رضا(ع).سخت نگیرید و هر آنچه اول باهاش مواجه می شوید را بنویسید.
همان چیزی که یک موقعی اتفاق افتاده و حال کردید را بنویسید، همان چیزی که زندگی میکردید را بنویسید.
این خواهش من را دوستان نویسندهام
لبیک گفتند.
از نظر من به اشتراک گذاشتن این امور شخصی و تجربههای شخصی نه تنها اشتباه نیست، بلکه این برونریزی یک برونریزی هویتی است و اگر چه یگانه و فرد فرد هست، اما وقتی در یک جا جمع می شود، هویت درست می کند و
ما به بازخوانی این هویت احتیاج دارم...
دبیر طرح: مهدی قزلی
🔗 در پست بعد فایل pdf را باز کنید و حرفهای دلی خانم مریم راهی و آقای قزلی را به همراه داستان آقای رضا امیرخانی بخوانید.💯
@behnashr