✅ خاطره مترجم المیزان از نحوه آشنایی با علامه طباطبایی

یک روز در مدرسه فیضیه ایشان را در حال نماز دیدم از رفقا پرسیدم که این آقا کیست؟ گقتند: آقای طباطبایی است و استاد فلسفه می­باشد.برای سوالی خدمتشان رسیدم و عرض کردم: این نظریه اینشتاین که می­گوید به طور کلی هیچ قاعده کلی در علوم وجود ندارد تا چه اندازه صحت دارد؟ فرمودند این نظریه خودش را باطل می‌کند. خود این سخن کلیت دارد یا نه؟ در هر دو صورت خود را باطل می‌کند.[یعنی اگر این گزاره، کلیت داشته باشد، شامل خودش هم می‌شود پس می‌توان قواعدی داشت که کلیت دارند از جمله همین گزاره انشتاین، و اگر کلیت نداشته باشد، یعنی بعضی قواعد کلیت دارند بعضی ندارند از جمله همین گزاره اینشتین.(توضیح مدیر کانال)]‌
من از این جواب خوشم آمد و از آن تاریخ مرتب خدمتشان می­ رسیدم در درس تفسیر و اسفارشان شرکت می­ کردم و یک روز هم دعوت مرا پذیرفتند و برای ناهار به منزل ما آمدند و از آن تاریخ آشنایی نزدیکی با ایشان پیدا کردم.

📚 جرعه‌های جانبخش، غلام‌رضا گلی زواره، ص370
@AllameTabatabaei

Comments

Be the first to add a comment