او دیروزش را نمی‌شناسد چون گمش کرده است، ازش جدا شده است، و فردایش را نمی‌بیند چون آن را برایش زدوده‌اند، ازش ربوده‌اند. و اکنون تنهایی است در تنگنایی که از گذشته حزنی دارد و از آینده یأسی. و چنان غرور انسان بودن دارد که کم به درماندگی اذعان می‌آرد.

ابراهیم گلستان

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment