⛱️چرا شیفته دبی بودن الزماً نشانه توسعهگرا بودن نیست؟#بابک_مینا
«حاکمیت فراگیر سودجویی خودپرستانه در تحصیل ثروت و بیقیدی و بندی مطلق آن دقیقاً یکی از خصلتهای ویژه کشورهایی بوده است که توسعه بورژوایی – سرمایهداری آنها در مقایسه با شاخصهای توسعه غربی «عقبمانده» بود.»
ماکس وبر، اخلاق پروتستانی و روح سرمایهداری
این ستایش دبی و حسرت زندگی پرتجمل و مرفه نه ربطی به «مدرن» بودن دارد، نه عطش «توسعه» در آن است، نه ضرورتاً نشانه «سکولار» بودن، اگر سکولار بودن را عقلانی بودن و خواست زندگی در این جهان بدانیم. وبر به درستی توضیح میدهد «عطش طلا»، لذتجویی و خواست تجمل و خوشباشی به هیچ عنوان نشانهای از سرمایهداری، اقلاً سرمایهداری مدرن نیست. آن چیزی که روح سرمایهداری مدرن را مشخص میکند، محاسبه عقلانی سود و اهمیت یافتن شغل و سازمانهی عقلانی کار است. برای روح سرمایهداری مدرن، چنانکه متنی از بنجامین فرانکلین به نقل از وبر میگوید: «وقت طلا ست، اعتبار طلا، آدمی باید همواره در جهت کسب اعتبار برای کسب سود بیشتر بکوشد.» سرمایهداری بیش از هر چیزی با روحیه زاهدانه کار و کسب سود بیشتر مشخص میشود. باید حواسمان جمع باشد که روح خیامی ایرانی، بدمستیهای شبانه و کامجویی بیپایان جنسی و طلب تجمل و براق بودن و عکس انداختن در اینستاگرام را با سکولار بودن و روح سرمایهداری عوضی نگیریم! از قضا اینها بدون تحول وجدان کاری در فضای کسب و کار نشانه عدم وجود اخلاق سرمایهدارانه است و شکل کمی غیرشرعیتر همان فرهنگ زیباییپرستی و خوشباشی سنتی ایرانی!
این درست است که سرمایهداری از جایی به بعد به سوی مصرف بیشتر حرکت کرد، خصوصاً با بحران دهه سی و کاهش تقاضا راهحل کینزی برای حل بحران رکود مداخله دولت برای افزایش تقاضا بود. در نیمه دوم قرن بیستم سرمایهداری به دلایل مختلف سوی مصرف بیشتر و تشویق لذتجویی حرکت کرد، اما فراموش نکنیم که بنیاد سرمایهداری همچنان بر کار زاهدانه و خلاقانه برای کسب سود ببشتر استوار است. سرمایهداری بدون سازماندهی عقلانی کار یک روز هم دوام نمیآورد. این که در کشورهایی مثل ایران تنها ویترین ظاهری بازار مصرفی جذاب است، نشانه عدم وجود روح سرمایهداری مدرن است نه وجود آن!
📲Ellinne