هر صبح، گنجشکی، لب ایوان خانه
سر میدهد آوازهایی شادمانه
جان مایهی آواز او آزادی اوست
آزادی او چهره سازِ شادی اوست
پرواز، آواز
آواز، پرواز
بر شاخهها، بر بامها
تا دور دستِ بیکرانه...
من نیز هر صبح
اینجا، کنار پنجره، پر بسته، دلتنگ
شعری، سرودی، میسرایم
با حسرتِ پروازِ آن مرغ خوشآهنگ
او، میسراید تا فضای صبحدم را
هر لحظه رنگینتر کند با هر ترانه
من، میسرایم، تا نمیرم؛ تا بمانم
بر ما چنین رفتهست فرمان زمانه
فریدون مشیری
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing