✳️ مقاله
رشد و الگوهای توسعه ای

محسن راجی اسدآبادی

✅ رشد در لغت عبارتست از هرگونه افزايش در حد ميزان مولفه ای به عبارتي افزايش ميزان توليد ، رشد توليد گويند.
در بيان اقتصادي، رشد را به‌صورت افزايش شاخص‌هاي كمي اقتصاد نظير توليدناخالص ملي و درآمد سرانه نبست دوره‌اي به دوره ديگر تعريف مي‌كنند.

شومپیتر رشد را تغییرات آرام و تدریجی در شرایط اقتصادی بلندمدت که در نتیجه افزایش تدریجی در نرخ پس انداز ها و جمعیت ایجاد می شود، می داند .
رشد متضمن معناي بسيط زيرساخت اقتصادي است. توسعه در كنار مفاهيم افزايش درآمد سرانه، كاهش تورم و رشد تولید، مواردي چون توانمندسازی جامعه با محور قرار دادن انسان را در نظر دارد و مستلزم شكوفايي همه ابعاد حيات انساني است.

دو نكته درباره مفاهيم رشد و توسعه قابل بحث است؛ نخست به‌دليل حيطه گسترده تعريف توسعه، ميتوان يك وظيفه حساس و اصلي را براي آن درنظر گرفت و آن عبارتست از هماهنگ كردن ابعاد مختلف رشد.
نکته دوم آنست كه رشد، بيشتر مسائل مادي را شامل مي‌گردد در حاليكه توسعه درپي تحقق آن است كه رشد مادي انسان در خدمت تعالي و رفاه وي باشد.  

توسعه يك فرآيند بسيار پيچيده است كه لازمه آن جامع‌نگري در طراحي و بهينگي نهادها درجهت‌دهي فرآيندها است.
اتخاذ سياست‌ها در فرآيند توسعه حساس است زيرا يك تصميم مي‌تواند متضمن نتايج مختلف در بخش‌هاي متفاوت جامعه باشد.

استیگلیتز نوبلیست اقتصادی و معاون بانک جهانی با بیان انتقاداتی از توصیه‌های یکسان این بانک به کشورهای در حال توسعه بدون در نظر گرفتن اقتضائات ساختاری و نهادی این کشورها، این الگوهای توسعه ای کشورهای توسعه یافته نه تنها آنها را به توسعه اقتصادی نرسانید بلکه مشکلات این کشورها را حادتر و بر خلاف منافع کشورهای فقیر و در حال توسعه عمل کرده است. وی معتقد است تعامل سازنده عوامل نهادی می‌تواند راه‌گشای موفقیت فرآیند رشد اقتصادی باشد.

به عقیده استفان درکان متخصص حوزه توسعه بین‌الملل"استاد و مدیر مرکز مطالعات اقتصاد آفریقای دانشگاه آکسفورد" در کتاب Gambling on Development، کشورهای موفق در مسیر توسعه، سیاست‌های ترکیبی بسیار متفاوتی را دنبال کرده‌اند، برخی از این دولت‌ها بر مدیریت پس‌انداز داخلی و عده‌ای دیگر بر سرمایه‌گذاری خارجی تمرکز داشته‌اند، برخی هدف خود را بر صادرات و برخی دیگر توسعه زیرساخت‌هایی مانند آموزش همگانی و بهداشت هدف خود قرار داده‌اند.
وی معتقد است نسخه‌ای واحد برای توسعه وجود ندارد که بتوان با اطمینان گفت برای همه کشورها کار می‌کند وتعهد بخش نخبه هر جامعه به ایجاد توسعه اقتصادی پیش‌شرط اصلی توسعه است.

مایکل اسپنس برنده نوبل اقتصاد معتقد است هیچ دستورالعمل ثابت و قطعی برای توسعه وجود ندارد، اگرچه ممکن است ما بعضی از اجزای تشکیل‌دهنده آن را بدانیم. همچنین ایزابلا وبر در کتاب چین چگونه از شوک درمانی گریخت؟
با بررسی دقیق تاریخی و اقتصادی مسیر توسعه چین به وضوح می‌گوید، که یافتن فرمول مناسب برای رشد و توسعه هر کشور، مستلزم آزمون و خطاست که بصورت تدریجی و در قالب اصلاح فرآیندهای نهادی آن کشور بدست می‌آید.

بطور مثال: آب "که مهمترین مولفه افزایش هزینه تولید در کشورهای مناطق جغرافیایی خشک و بیابانی است"، در مکاتب اقتصادی از این مولفه مهم مانند: نرخ دستمزد ، نیروی کار و ... در مدل های اقتصادی به چشم نمی‌خورد.
این مسئله بسیار حیاتی، بدلیل پراکندگی کشورهای صنعتی پیشرو در اقلیم های معتدل و  کوهستانی که دارای آب فراوانی بوده است، مورد توجه اندیشمندان مکاتب مختلف اقتصادی نبوده است.

"البته طی دهه های اخیر بدلیل بحران نوظهور تغییر اقلیم و تخریب محیط زیست، هزینه مبادله آب بعضا و بطور تخصصی در محافل علمی مطرح و علی‌رغم اهمیت حیاتی آن برای مناطق خشک و کم آبی مثل کشورمان، این مولفه مهم همچنان در مدل های اقتصادی بعنوان جزء اخلال دیده می‌شود.
ساختار نهادی در هر کشور با توجه به شرایط تاریخی، اجتماعی، جغرافیایی و ...آن کشور با سایر کشورها و بعضا هر استان با سایر استان در یک کشور متفاوت است.

Comments

Be the first to add a comment