1 comment

👆👆👆👆
تا "شریف" را که عیارکند؟!
این سخن آقای کریمی‌پور از عیارعقلانیت مدرن درمی‌آید. اما عیار دینورزیِ فرهنگی آنچه ایشان "شریف" می‌نامند را "گم‌گشتگی"، و "اسارت غول‌بیابان خودمحوری" و "کوری" و "درحجاب‌شدن از رحمت‌الاهی" می‌نامد.

حتی نواندیشان‌دینی هم تاب این سخن آقای کریمی‌پور را ندارند و در بهترین صورت آنچه ایشان "شریف" می‌خوانند را گرفتاری در تبلیس‌ابلیس می‌دانند که جباریتِ جباران و نادانیِ‌نادانان را به پای دین می‌نویسند؛ آنان همچنان برآنند که "هرعیب که هست از مسلمانی ماست!"

اما نواندیشان دینی انسجام فکر‌وعمل متدینین فرهنگی را ندارند. آنان نمی‌توانند این معنا را فهم‌کنند که "عبدبودن" لاجرم "اختیاراندیشه‌وکنش" را از آدمی می‌ستاند. آدمی این‌ چنین "مومن" به‌چیزی باید باشد که کمترین فهمی ازآن نتوانست داشت. دست آخر کژتابیِ حکیمانه سنت‌اگوستین درست درمی‌آید که: "نخست ایمان بیاور، آنگاه بیندیش!"

دیندارانِ‌فرهنگی در برابر این سخن به اهتزاز درمی‌آیند اما نواندیشان دینی در برابر آن دستخوش تعارض می‌شوند! آخر نه که آنان نخست ایمان آورده بودند و اینک در تقلایند تا آن ایمان ازپیش آورده را در ظرفی "معقول" بریزند؟! گروه نخست از آغاز درب جعبه عقلانیت خویش را قفل کرده هریک از قفل و جعبه را به کوه و دریا فکندند تا آسوده شدند و از سرذوق فریاد برآوردند "زیرکی هل! ابلهی آور بدست!" (منظور مولانا ازاین مصراع مثنوی آن‌ای نبود که من بدان معنایش اینجا در کار کردم).

نواندیشان دینی در معقول‌ترین حالت می‌توانند Deist باشند، اما به‌گزاف می‌کوشند که Theist بمانند.
عزیزا...! "به زور و زر میسر نیست این‌کار!"
تو هم که اهل تزویر نیستی! که اگر بودی از جهل‌مرکب دینداری فرهنگی‌ات بیرون نمی‌شدی.