همدستی بین تکنوکراتهایی که با الگوی "کارمند مطیع" و "پدر خانواده" به مدیریت سازمانی جنایات میپرداختند و اوباشی که از جنایت و خشونت لذت میبردند منجر به رویش ماشین عظیم کشتار هیتلر و سوختن زندگی میلیونها انسان شد.
در این بین، کسانی هم با سکوت در برابر جنایات نازیها به "شرّ کهتر" تن دادند و "حسابگری شخصی" را جایگزین "مسئولیت مدنی" کردند، همان الگوی "ما نه سر پیازیم، نه ته پیاز!" که در فرهنگ ایرانی هم بسیار شایع است.
کارل یاسپرز در مقالهاش موضوع "گناه سیاسی" را مطرح کرد:
همهی اعضاء جامعه مسئول شیوه حکومت جامعهاند و هر کس که از این مسئولیت مدنی شانه خالی کند در "گناه سیاسی" حکومت شریک و مقصر است.
هانا آرنت نیز به بررسی کسانی پرداخت که حتی با وجود خطر مرگ، از همکاری، تسلیم و سکوت در برابر جنایات حکومت خودداری کردند.
پیشنهاد میکنم فیلم ارزشمند "شیطان وجود ندارد" ساختهٔ محمد رسولاف را ببینید. موضوع این فیلم اعدام در ایران است. چه کسانی پیچ و مهرههای این دستگاه جهنمی هستند؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing