⭕️ تضاد نقشها در نشست سران آمریکا و روسیه در ژنو
📌 نهادن خار در راه آمریکا و ایجاد مشکلات برای آن در همهجا، جزو سیاستهای ثابت روسیه است
🖌 رفیق خوری
♦️کشور روسیه همواره در سیاست بینالمللی نقش تأثیرگذاری داشته است؛ چه در زمان امپراتوری بودنش در دوران تزاری و دوران اتحاد جماهیر شوروی و چه در زمانی که به نام فدراسیون روسیه عرض اندام کرد، از دوران بوریس یلتسین تا دوران کنونی به رهبری پوتین. روسیه تزاری، پس از سقوط قسطنطنیه و فروپاشی امپراتوری بیزانس، در نقش حامی کلیسای ارتدکس در بالکان و خاورمیانه تبارز کرد و مسکو نه تنها در جایگاه «رم دوم» بلکه در جایگاه «اورشلیم اول» عمل کرد و از اینرو، وارد جنگها و قرار دادهایی با امپراتوری عثمانی و بازیهایی با قدرتهای اروپایی شد.
در سال ۱۷۶۸، کاترین کبیر، ناوگان جنگی روسیه را از راه جبلطارق به دریای مدیترانه فرستاد تا ناوگان جنگی عثمانی را درهم بکوبد. ناوگان روسی، بیروت را گلولهباران کرد و از کارزار ابراهیم پاشا و ظاهر العمر علیه عثمانیها در لبنان و سوریه پشتیبانی به عمل آورد و در نتیجه، امپراتوری عثمانی شبه جزیره کریمه در اوکراین را به روسیه واگذار کرد. در دوران شوروی، مسکو به «واتیکان چپ» در جهان مبدل گشت، اما ولادیمیر لنین، رهبر انقلاب کمونیستی در طرح اقتصادی (نپ) یا سیاستهای نوین اقتصادی از آرمان هامر، بازرگان آمریکایی، کمک گرفت. استالین با تیتو رهبر یوگوسلاوی به مخالفت برخاست و دروازه مسکو را به روی سوسیالیستهای پیرو کمونیسم تحریف شده، بست و تنها به روی کمونیستهای اصیل باز گذاشت. نیکیتا خروشچف و جانشینانش با مائو تسهتونگ، رهبر چین، سر مخالفت گرفتند و از راستگراها در کنار همه انواع چپگراها پذیرایی کردند. اما پوتین آغوش مسکو را به روی سرمایهگذاران راستگرا باز کرد و نیروهای راست افراطی را در اروپا مورد حمایت قرار داد، ولی با وجود آن و به رغم داشتن نظام سرمایهداری مافیایی، کماکان از پشتیبانی نیروهای چپ بهرمند باقی ماند؛ چرا که چپیها از آمریکا متنفرند و بر هر قدرتی که در برابر آن بایستد، تکیه میکنند.
ادامه مطلب...