اگر به دیگران نقد داریم، مانندِ خودِ آنان نشویم.
منتقدانِ تراژدیهای تاریخی مثل کربلای 28 مرداد و عاشورای مصدقی، نباید خودشان برای شاهان پهلوی ذکر مصیبت کنند و روضه بخوانند! این راهکار برای شخصیتهای شکستخوردۀ تاریخ است. رضاشاه و محمدرضاشاه، شخصیتهای پیروز تاریخ هستند که فرجامی نسبتا تلخ (آنهم نه کاملا) داشتند. فرق است میان داشتن فرجام تلخ و یک شکستخوردۀ تاریخی بودن. مثلا کورش به روایت هرودت فرجامی تلخ داشت ولی از کورش، پیروزمندتر در تاریخ نداریم. همچنین است خسروپرویز که از بزرگترین چهرههای تاریخ ایران است با فرجامی تلخ. اسکندر و ژولیوس سزار هم بدفرجام بودند. سرنوشت پایانیِ ناپلئونها و ژنرال دوگل هم اندوهناک است. ولی چه کسی بزرگتر از اینها در تاریخِ فرانسه؟
رضاشاه تقریبا به هرچه میخواست رسید. آن سه سال آخر هم تنها مشکلش دوری از وطنِ محبوبش بود. همچنین است محمدرضاشاه که چه انقلاب میشد و چه نمیشد دیر یا زود سرطان بر او غلبه میکرد. هر دو پادشاه در عین دلنگرانی برای وطن، یک عمر با عزت و افتخار و پیروزی زیستند و در وضعیت استراحت بازنشستگی درگذشتند.
پس بهتر است روضه را برای خودمان بخوانیم.
@flith