"حاکمیت وقتی میبیند جامعه معترضِ پیشرو را رها کرده یا به وااسفایی در حمایت از او اکتفا کرده، ضربه مهلک را وارد می‌کند.

حاکمیت در روزهای اعتراضِ #اسماعیل_بخشی تک تک ما (جامعه) را هم رصد می‌کرد. وقتی ما با او نیز به مانند دیگر داغ‌های مجازی برخورد کردیم فشارها بر او بیشتر شد و تا جایی پیش رفت که غیر از اعمال فشار برای گرفتن اعتراف اجباری و زندانی کردن او، حالا #حقوق اش را نیز قطع کرده است.

با قربانی کردن بخشی به ما (جامعه) که حالا واپس نشسته‌ایم و تماشا می‌کنیم هشدار می‌دهد که اگر برخیزی نه تنها به #حق ات نمی‌رسی، حقوق‌ات را نیز از دست میدهی.

اگر بناست به سرکوب و ارعاب عقب بنشینیم، پس بهتر است از ابتدا برنخیزیم و ادعای همراهی نکنیم. با اعلام وجود و پس نشستن؛ به عنصر پیشرو، که روزی از فریادش برانگیخته می‌شدیم ضربه‌های جبران ناپذیری وارد می‌کنیم.
حاکمیت همچنان همان ماهیت را دارد که در روزهایی که مدعی بودیم همه اسماعیل بخشی هستیم، داشت. اسماعیل بخشی نیز همچنان ایستاده است اما "ما همه اسماعیل بخشی نبوده‌ایم" و دوباره در پاس کردن تاریخ رفوزه شدیم.

به قول اسماعیل بخشی "لعنت به این زندگی". لعنت به این زندگی که خلاصه می‌شود در شبکه‌های اجتماعی و تعریف وارونه‌ای که از مبارزه ارائه می‌کند.
مبارزه‌ای که بیش از یک قرن عمر دارد و حالا خلاصه شده در مجاز.
و مایی که فانتزی مبارزه‌ای که دیگر نیست و فکر می‌کنیم هست را در سر داریم و به آن مشغولیم.
لعنت به این زندگی که کف خیابان را رها کرده‌ایم و به شعر و شعار روی آورده‌ایم.
لعنت به این زندگیِ هشتگیِ منفعلی که دچارش شده‌ایم."
.
متن فوق از اینستاگرام خانم گلرخ ایرائی فعال سیاسی و زندانی سابق سیاسی برداشته شده است.

شما در مورد نوشته‌ی گلرخ چه فکر می‌کنید؟ فضای مجازی چقدر در حمایت از فعالان مدنی موثر است؟ آیا اکتفا به این ابزار کافی است؟
.
لازم به ذکر است کانال تلگرامی «کارگران نیشکر هفت‌تپه»، روز چهارشنبه ۱۲ تیر ماه خبر داد که کارفرمای مجتمع صنعتی نیشکر هفت‌تپه، قرارداد کاری اسماعیل بخشی را فسخ و حقوقش را قطع کرده است.

@Tavaana_TavaanaTech

1 comment

چقدر دردناک بود