No_Substitute_for_Experience_Presidents_Advisers_and_Information.pdf
332.3 KB
📃برای کلاس دکتر موسوی مقاله جذابی از الیزابت ساندرز می‌خواندیم که روی سوال مهمی دست گذاشته بود: آیا تیمی از مشاوران کارکشته می‌تواند ضعف و خامی یک رئیس‌جمهور بی‌تجربه را جبران کند؟ جواب ساندرز در این مقاله یک «نه» قاطع است. او می‌گوید مسئله فقط داشتن تجربه نیست، بلکه «توازن تجربه» بین رئیس‌جمهور و تیمش است. رئیس‌جمهور بی‌تجربه اصلا نمی‌داند چه بپرسد و مشاورانش را کجا به چالش بکشد. در نتیجه مشاوران یکه‌تاز میدان می‌شوند، صداهای مخالف به حاشیه می‌رود و طرح‌ها خیلی قطعی‌تر و بی‌دردسرتر از چیزی که در واقعیت هستند به رئیس‌جمهور ارائه می‌شوند. اینجاست که اعتمادبه‌نفس کاذب تیم مشاوران کار دست آمریکا می‌دهد- البته این امر قطعا محدود به آمریکا نیست.

بهترین مثال این ماجرا خانواده بوش است. در دو مقطع ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ تقریبا یک تیم ثابت از دیک چنی تا کالین پاول پرونده عراق را در دست داشتند؛ اما بوش پدر به خاطر سابقه طولانی‌اش در سیا و دیپلماسی، جزئیات را می‌فهمید و تیمش می‌دانستند هر طرحی زیر ذره‌بین است. برای همین او جنگ را بعد از عقب راندن عراق از کویت تمام کرد تا گرفتار باتلاق اشغال نشود. در مقابل، بوش پسر که در سیاست خارجی کاملا بی‌تجربه بود، میدان را به چنی و رامسفلد سپرد و هیچ‌کس برنامه فردای پس از جنگ را جدی محک نزد. قضاوت بوش پدر درباره این اتفاقات شنیدنی است: «تقصیر چنی نیست، تقصیر رئیس‌جمهور است.» رئیس‌جمهوری که البته پسر خودش بود. پیام مقاله روشن است: تجربه، عاریتی نیست.
#کسری_غفوری

📃Ellinne

Comments

Be the first to add a comment