▪️پایان عمر مقالات دبیرستانی


▪️ست‌گادین | چهارشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۱



خلاص شدیم.

شواهد زیادی در دست نیست که نشان دهد نوشتنِ گزارش برای کتاب‌ها یا بازگردانی مقالات، تحت شرایط معمول دبیرستان، باعث موفقیت یا خوشبختی افراد در مراحل بعدی زندگی می‌شود.

وقتی تایپ‌کردن به امری عادی بدل شد، ناگهان دیگر دست‌خط، سرنخ مفیدی درباره‌ی پیشینه یا پیچیدگی‌های نویسنده محسوب نمی‌شد. برخی از این قضیه نالیدند و دیگران تصمیم گرفتند که تایپ‌کردن، دروازه‌ای به سمت فرصت‌های کاملاً جدید برای انسان‌ها شود. صرفنظر از اینکه آنها دوره‌ی پیش‌دانشگاهی(prep school) رفته باشند یا نرفته باشند.

مدارس نیویورک در تلاش برای ممنوعیت GPT3 هستند چون در نوشتن مقالات سطحی، چنان خوب عمل می‌کند که ساختار دستوری مقاله‌نویسی را که ابزاری برای طبقه‌بندی دانش‌آموزان است، تضعیف می‌کند. یک روش آسان برای تشخیص( و روشی سخت برای نمره‌دادن و کسب مقطع تحصیلی)، به یک کار آسان و قابل هک‌کردن تبدیل شده است.

مشکلات مقالات دبیرستان، طیف بسیار گسترده‌ای داشت و ممنوع‌کردنِ عالی‌ترین وسیله‌ی مقاله‌نویسی از زمان Danny Dunn و Homework Machine متعلق به او، پاسخی برای این مشکلات نبود. در واقع این فرصتی فوق‌العاده برای یافتن راهی بهتر و رو به پیشرفت است.

چالش اول مقاله‌نویسی، دشواری ناشی از عدم توازن در دریافت بازخورد مفید بود. ۳۰ مقاله، ۵ دقیقه برای هر کدام، خودتان حساب کنید. این زمان قابل افزایش نیست و پنج دقیقه برای قدردانی از دو ساعتی که از دانش‌آموزان خواسته‌اید برای نوشتن مقاله وقت بگذارند کافی نیست.

در نتیجه، همین سیستم بررسی سطحی، به چالش دوم منجر شد: دانش‌آموزان، بیشتر راجع به تایپ‌کردن خوب و ساختاربندی منظم جملات می‌آموزند تا اینکه درباره‌ی تفکر واقعاً عمیق و زیرِ سوال‌بردن شرایط موجود یا تغییر ذهنیت‌شان چیزی بیاموزند. اگر در خانواده‌ای با ارتباطات کلامیِ غنی رشد کرده باشید، شاید بهتر از همکلاسی‌هایتان مقاله بنویسید. ولی این ناشی از تلاش زیاد خود شما نیست.

چالش سوم، عدم شفافیت در این‌باره است که چرا حتی به خودمان زحمت می‌دهیم کودکانی داشته باشیم که مقاله می‌نویسند. واضح است که کمبود مقاله وجود ندارد. ظاهراً این کار یا به خاطر اثبات آن بود که دانش‌آموزان آنچه را که لازم است مطالعه می‌کنند یا اینکه آنها قادر باشند تحلیل‌ها و استدلال‌های متقاعدکننده‌ای ایجاد کنند. مقاله‌نویسی، نشانه‌ایست از اینکه شما می‌توانید مطالعه کنید و می‌توانید فکر کنید.

مگر اینکه ...

در واقع مقاله‌نویسی، نشانه‌ای از این باشد که شما می‌توانید به اندازه‌ی کافی برای متقاعد‌کردن یک معلم پُرکار تلاش کنید.

بنابراین حالا که یک رابط چت ساده، می‌تواند مقاله‌ای بهتر از متوسط در هر موضوعی برای هر دانش‌آموز دبیرستانی بنویسد، چه باید کرد؟

پاسخ، ساده ولی دشوار است. تغییر جهت به سمت مدل Sal Khan. سخنرانی در خانه و انجام تکالیف در کلاس‌ها.

وقتی تنها هستیم، وظیفه‌ی ما تماشای بهترین سخنرانی‌ها در هر موضوع، در یوتیوب یا آکادمی خان است و در کلاسهای جادویی پخش زنده، ما باهم تکالیف‌مان را انجام می‌دهیم.

در مدرسه‌ای که این امتیاز را دارد که کلاسی با اندازه‌ی مناسب داشته باشد و وسایلی در کلاس باشند، دانش‌آموزان را با انجام بحث و گفتگو درباره‌ی آنچه خوانده یا یادگرفته‌اند به چالش بکشید. بطور زنده(in real time) به آنها بیاموزید که نه تنها استدلال خلق کنند، بلکه برای رد آنها هم اعتماد به نفس کافی بدست آورند. نه تنها معلم بتواند از دانش‌آموز سوال بپرسد، بلکه گروه‌های دانش‌آموزی بتوانند از همدیگر سوال بپرسند. البته آنها می‌توانند از GPT یا ابزارهای دیگر برای فرمول‌بندیِ نقطه‌ی شروع‌شان استفاده کنند ولی کار واقعی در کشف چیزی بهتر از آن است.

در ابتدا کار معلم سخت‌تر می‌شود ولی در واقع این همان کاری است که آنها برایش اعلام آمادگی کرده‌اند.

این روش بسیار غیرمنسجم و غیرقابل کنترل‌تری نسبت به مدل صنعتی ردیف‌های مرتب(straight rows) و سخنرانی‌های خسته‌کننده است. در واقع یک جابجایی دشوار است ولی بسادگی می‌توان به آن فکر کرد: وقتی می‌خواهیم به مردم آموزش دهیم که خلاقیت بخرج دهند، استدلال‌های دیگران را زیر سوال ببرند، مطالعه کنند و بسازند، شاید این بهترین راه باشد.

ما دیگر هرگز نیاز به استخدام کسی برای نوشتن یک گزارش مطبوعاتی خوب، یک گزارش پزشکی خوب یا یک ارائه‌ی آموزش کسب و کار برای سرمایه‌گذاران بالقوه نخواهیم داشت. این کارها، فوری، رایگان و در سطح متوسط در دسترسند. فرصت پیشرفت مثل سابق است: ارائه‌ی بینش و جرأت برای پرداختن به مسائل جالب. (بیشتر)



.

Comments

Be the first to add a comment