.
هرچند پنجره‌های خانه
از باران بی‌خبرند،
ولی خوب یادم می‌آید
یکسال پیش چقدر حسرت دیدن نخستین باران را داشتم
صدایش بود،
بوی خوبش بود،
حتا خیسی دلچسب دمپایی‌های مانده در حیاط بود،
اما امان...
حالا،
ایستاده‌ام رها
زیر خنکای باران پاییزی ۹۸

پ.ن بماند به یادگار
بهاره قادری
دوازدهم مهرماه ۱۳۹۸

Comments

Be the first to add a comment