بر اساس روایتهایی که از زندگی او وجود دارد، حوزه تخصصش به کلاهبرداری ختم نمیشود. ادعا شده او سالها بعد برای گسترش حیطه کار و حفظ امنیتاش رو به فعالیت باندی آورد؛ با دو دوست دیگرش (مهدی نظری وهوشنگ مجتبایی) باندی برای سرقت تشکیل داد اما خیلی زود به دام پلیس افتاد و گرفتار زندان شد. وقتی از زندان آزاد شد یکی از همدستانش را کشت و در شعبه دوم دیوانعالی جنایی آن زمان به دوازده فقره جرم از جمله قتل دوستش محاکمه شد اما از یازده اتهام تبرئه شد و به جرم قتل حبس ابد گرفت ولی در زندان هم دست از کلاهبرداری برنداشت و حتی تلویزیون زندان را به قیمت ۱۰۰ تومان به یک زندانی فروخت.
مسعود بهنود روزنامهنگار میگوید او اهل مطالعه و خواندن بود و به قوانین کشور از جمله قضایی و دادرسی تسط کامل داشت و به زندانیها مشاوره میداد و وکیلشان میشد و از این راه درآمد داشت و در زندان قصر با زندانیهای تبهکار همنشین نمیشد و برای خودش کلاس و مرتبه دیگری قایل بود و میگفت جرم من کشتن یک "نارفیق" بوده و با بقیه جرمها فرق دارد و بیشتر ترجیح میداد با زندانیهای سیاسی و جرایم دیگر همنشین باشد.
ریشه فساد گسترده مالی در ایرانبا انقلاب اسلامی از زندان آزاد شد و در خیابان امیریه جنوبی تهران ساکن شد. محمد بلوری حادثهنویس شناخته شده ایران میگوید مهدی بلیغ بعد از آزادی از زندان بارها به خانه او سر میزد و از اینکه نمیتواند کار و کاسبی داشتهباشد، گلایه داشت و فقر اذیتش میکرد.
محمد بلوری میگوید: چندماه از او بیخبر بودم تا اینکه شنیدم او را به جرم حمل ۵ کیلو تریاک در زیر پل سیدخندان دستگیر کردهاند. و یکی از افسران آگاهی در حین بازجویی او را میشناسد و هویت مرد هزارچهره در آگاهی لو میرود.
مهدی بلیغ به اتهام نگهداری مواد مخدر همراه چند قاچاقچی مواد مخدر در ناصرخسرو تهران، در محله معروف به عربها اعدام شد. گفته میشود زیر برگ اعدام مهدی بلیغ را صادق خلخالی امضا کرد، کسی که در اوایل انقلاب، حکم اعدام وابستههای دوران پهلوی و قاجاقچیان را صادر میکرد.

منبع تصویر،ETTELAAT
توضیح تصویر،
چهل سال پیش در چنین روزی ۲۰ فروردینماه ۱۳۶۰ روزنامه اطلاعات، خبر اعدام مهدی بلیغ را منتشر کرد
قصه «خیانت رفیق» و زمانه مامهدی بلیغ در فقر و تنگدستی به دنیا آمد. مدرسه را برای همین نداری، رها کرد و به خلافکاری کشیده شد.
بخشی از زندگی مهدی بلیغ، جوهر فیلمهای مسعود کیمیایی را دارد. برای همین آقای کیمیایی کارگردان نام آشنای سینما ایران در سیامین فیلم بلندش به سراغ قصه زندگی او رفت و چند روز پیش اعلام شد که فیلمبرداری فیلم "خائنکشی" را به پایان رسانده است.
گفته میشود مسعود کیمیایی مهدی بلیغ را از نزدیک دیده و او ماجراهای زندگی خودش را برای کیمیایی تعریف کرده و همین آشنایی باعث شده تا کیمیایی مشتاق ساختن فیلمی درباره او شود و گویا، آقای کیمیایی میخواهد با شناختی که از شخصیت محوری داستان دارد روایت خلاقانهتری از نویسندگان و روزنامهنگاران آن روزها مثل اطلاعات هفتگی ارایه کند.
فیلم "خائنکشی" روایت زندگی مردی است که هفتاد سال پیش یاد گرفت چگونه به راحتی با تحریک حس طمع و زیادهخواهی آدمها را فریب دهد. روایت مردی که اعدام شد اما منش و روشش محو نشد.
امروز دهها پرونده قضایی باز است از پیچیدهترین کلاهبرداریهای مدرن و مجازی پیچیده تا مقامها و افرادی که با فریب یا خلاءهای قانونی و رانت به ثروتهای افسانهای رسیدهاند.
اگر زمانی فروش کاخ دادگستری باعث حیرت میشد تا سالها از آن نام ببرند و فیلم بسازند، حالا به قول یکی از متهمان دادگاههای اخیر، افرادی هستند که در دادگاه مقابل دوربین اعلام میکنند میتوانستهاند کل
"لواسان" را به نام خودشان کنند و کاخهای بزرگتری بخرند و معامله کنند.
موضوعات مرتبطقوه قضائیه ایرانایرانمهمترین خبرهازلزله ترکیه و سوریه؛ ماتم و سوگ و رنگ باختن امید، شمار کشتهشدگان به بیش از ۱۱۰۰۰ نفر رسید۲ ساعت پیش
زندهولودیمیر زلنسکی وارد لندن شدخامنهای خواستار «وحدت ملی» شد و بار دیگر اعتراضها را به «دشمن» نسبت داد۴ ساعت پیش
گزارش و تحلیل
ویدیو: ابراز احساسات پس از نجات یک خانواده از زیر آوار در سوریه۶ ساعت پیش
سلمان رشدی: احساس خوش شانسی میکنم؛ تحت تاثیر حمایت فوتبالیستها از اعتراضات ایران قرار گرفتم۱۸ بهمن ۱۴۰۱ - ۷ فوریه ۲۰۲۳
در مرکز زمین چه میگذرد؟۷ ساعت پیش
یائسگی چیست و چه نشانههایی دارد؟۱ دی ۱۴۰۱ - ۲۲ دسامبر ۲۰۲۲
از گرمی و جایزهای که شروین حاجیپور برد چه میدانیم؟