☆☆☆

ماه چیزی نیست جز یک کُره کوچکی در فضا؛ تشکیل شده از خاک و سنگ، و درست مثل زمین ، تیره و تاریک ، حتی بی نوری از خویش. حتی اکسیژن برای تنفس و حیات نیز ندارد. اما چرا ما آدمها اینقدر با ماه خلوت می کنیم و به ماه عشق می ورزیم؟

ساده است ، ما ماه را به دلیل حضور در خلوت های شبانه مان ، محرم اسرار یافته ایم، در سکوت شبانه ای که رهایی از دغدغه ها اجازه می دهد به درون خویش برویم و نه نیمه پنهان، که اتفاقا نیمه پیدای خویش را مخاطب دلتنگی هایمان بکنیم.

ماه بهانه است ، عشق ما، به آدمهایی است که در دوردستها به یادشان دلمان می تپد و ماه در همان لحظه ای که ما بر او چشم دوخته ایم و با او درددل می کنیم، بر آن آدمهای دوردست می تابد و همراز خلوت آنها نیز می شود. در روی عرشه یک کشتی ، یا بر مفرشی از گیاه ، بر بالای قله ای ، در قاب پنجره ای ، یا بر کناره باغ و برکه ای.

ماه بهانه است ، هدف تویی.

به قولِ حافظ:
-رویِ نگار در نظرم جِلوه می‌نمود
از دور بوسه بر رُخِ مهتاب می‌زدم.

Comments

Be the first to add a comment