✳️ آموزه مدیریتی در خصوص استراتژی

✅ قدرت واقعی در دستان کشورها، سازمان ها وشرکت هایی است که طرح و برنامه های استراتژیک دارند.

آنان دولت ها،سازمان ها وشرکت های نقطه بین و در بند تاکتیک ها را به بازی خواهند گرفت و پیروزی از آن کنترلگران فضاها است.
🔸وجه دیگر معنای این سخن آن است که دولت ه،سازمان ها وشرکت هایی که بدون وارسی و شناخت فضاهای پیرامونی و بدون داشتن اهداف استراتژیک، تن به تحرکات می دهند، خواه و ناخواه در دام استراتژی های بزرگ رقیبان و یا بازیگران زیرک‌تر  قرار می گیرند.
سهل است که حتی استراتژیست ها باورمندند که تصمیم سازی های استراتژیک، نمی تواند همواره ثابت و پابرجا نیست. بلکه پیاپی باید منطبق بر جهان رو به دگرگونی، تغییر کند.

🔹 روشن است که استراتژی بر خلاف هدف هایش، پایدار نیست.
به این دلیل که باید برای هر موقعیت و گاه حتی وضعیت، دگرگونی هایی در آن بوجود آید؛ آن استراتژی که پوشش دهنده ی شرایط و به ویژه فضا باشد.
🔸ژنرال آندره بوفر در این زمینه باورمند است که: « استراتژی دکترینی بسته نیست؛ بلکه شیوه ی اندیشه ای است که هدفش دسته بندی کردن و سامان دادن به رخدادها بر پایه اولویت ها و سپس گزینش بهترین تاکتیک ها است.
در واقع برای هر وضعیتی، استراتژی ویژه ای که پوشش دهنده ی آن وضعیت باشد، گریزناپذیر است.
یک استراتژی که برای وضعیتی ویژه بهترین است، به اغلب احتمال برای وضعیت متفاوت دیگر، شوم ترین خواهد بود».

🔹ژنرال شوپ، فرمانده پیشین تفنگداران آمریکا، سخنی شگرف در باره لزوم داشتن شناخت همه جانبه از هدف استراتژی حریفان برای تصمیم سازی های ملی دارد:
«نداشتن آگاهی از پشت پرده اهداف استراتژیک، همانند این است که، برای مسابقه با چشمان بسته وارد رینگ بوکس شویم».
🔸گزاره ای روشن تر از این را «جومینی» می گوید: «کسی که از نیت واقعی دشمن آگاه نیست، چگونه می تواند مردمش را راهبر باشد؟!».

https://t.me/ExecutiveManagement

Comments

Be the first to add a comment