⭕️ پوری بنایی؛ متانتِ عشق و صبوری

📌 پوری بنایی همچون سایر هم‌دوره‌ای‌های خود سال‌ها است که در قلب مردم ایران زندگی می‌کند



♦️نوزدهم مهرماه ۱۳۱۹ در شهر اراک، در خانواده بازاری معتبری به نام بنایی، دختری به دنیا آمد که نامش را صدیقه گذاشتند و بعدها به نام «پوری بنایی» مشهور شد. کمتر از یک سال پس از تولد پوری بنایی، متفقین ایران را اشغال کردند اما سرنوشت او را اشغال دیگری رقم زد؛ در سال ۱۳۵۷ وقتی او در اوج شهرت و محبوبیت بود، حکومت ایران دست کسانی افتاد که سینما آتش می‌زدند و رهبرشان روحانی متحجری بود که می‌گفت: «ما با سینما مخالف نیستیم با فحشا مخالفیم» و دایره‌ تنگ دیدگاه او و اطرافیان چاپلوسش از «فحشا» به پوشاندن موی زنان خلاصه می‌شد و چنین شد که زنان به طور کلی از عرصه‌ هنر حذف شدند و بازیگران مشهوری مانند پوری بنایی برای همیشه اجازه حضور روی صحنه‌ تئاتر را از دست دادند و دیگر جلوی دوربین سینما قرار نگرفتند و عکسشان بر سردر سینماها آویخته نشد.

این روزها پوری بنایی ۸۱ ساله شده است. او همچون سایر هم‌دوره‌ای‌های خود سال‌ها است که در قلب مردم ایران زندگی می‌کند و گذشت سال‌ها از یادش نمی‌کاهد.

پوری شش ساله بود که همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد و در محله نواب ساکن شد. پدر و مادرش هر دو انسان‌های فرهیخته‌ای بودند، برای همین او توانست به هنرستان برود و در کلاس‌های لیلی لازاریان باله بیاموزد. پس از گرفتن دیپلم با نصرت‌الله وحدت که از بستگان نسبتا دورشان بود، آشنا شد و وحدت توانست رضایت پدرش را بگیرد و او برای بازی در فیلم «عروس فرنگی» انتخاب شد. پوری بنایی در همان فیلم اول بسی خوش درخشید و تازه دهه‌ سوم زندگی خود را آغاز کرده بود که سیل پیشنهاد‌های مختلف به سویش سرازیر شد.

او خود در مصاحبه‌ای، در پاسخ به سوالی در مورد کلاس‌های بازیگری می‌گوید: «در آن زمان وزارت فرهنگ و هنر دوره‌ها و کلاس‌های چهارساله‌ای برای هنرپیشگی برگزار می‌کرد. من برای هنرپیشگی مدتی به آمریکا رفتم و در نیویورک نزد خواهرم بودم و مدتی هم‌ در وزارت فرهنگ و هنر دوره‌ دیدم. ولی این‌قدر راجع به سینما مطالعه داشتم که مثلا الگوی من آدری هپبورن بود که تمام فیلم‌هایش را می‌دیدم و از او بازیگری را یاد می‌گرفتم و با همین عشقی که به سینما داشتم، همه‌چیز را دنبال می‌کردم.»

در ادامه همین مصاحبه او می‌گوید: «خوشبختانه من حدود ۸۸ فیلم بازی کردم که ۱۰ تا از آن‌ها فیلم‌های مشترک بود. دو فیلم با آمریکایی‌ها، یکی با فرانسوی‌ها، با ترکیه شش تا و یکی هم با ژاپنی‌ها.» در مصاحبه دیگری او یادآور می‌شود که بعد از سال ۱۳۵۷، چند سالی ممنوع‌الخروج بوده و مرتب بازجویی و بازخواست می‌شده است که در این فاصله، چند قرارداد بازی در فیلم‌های خارج از ایران را از دست می‌دهد و روزگار چنین می‌شود که آخرین بازی او در سینما در فیلم «مریم و مانی» به کارگردانی کبری سعیدی باشد.

ادامه مطلب...

🖌 مصطفی عزیزی

Comments

Be the first to add a comment