🔻 دوران غیبت، دوران ظهور احکام روح است نسبت به احکام بدن. دوران غیبت دوران تربیت نظام انسانی و عبور از یک مرحله به مرحله دیگر است. چنانچه عبور از مرحله جنینی که هنوز روح نداشت، به مرحله جنینی که روح در آن دمیده شده بود، یک مرحله کمالی بود. تولد در عالم دنیا یک مرحله کمالی بود، بلوغ یک مرحله کمالی دیگر بود، از جمله مراحل کمالی، غیبت است که میخواهد از مرحله سلطه بدن به سمت سلطه نظام روحی حرکت صورت بگیرد.
🔻 وقتی روح به بدن تعلق گرفت، در بدن مخفی شد و غیبت کرد، احکام بدن ظاهر میشود. از دوران بلوغ به بعد باید احکام روح تجلی پیدا بکند و احکام بدن ضعیف بشود. لذا به چهل سالگی که انسان میرسد قهرا احکام بدن رو به ضعف میرود و احکام روح قهرا تقویت میشود. منتها احکام روح در حدی که او به فعلیت رسانده است، غلبه می یابد.
🔻 از امام موسی بن جعفر (علیه السلام) نقل است که ذیل آیه «اسبغ علیکم نِعَمَهُ ظاهرةً و باطنةً» (لقمان،۲۰) میفرمایند نعمت ظاهر «امام ظاهر» است و نعمت باطن «امام غائب» است. و راوی میپرسد که آیا در ائمه «غائب» هست؟ حضرت میفرمایند: «نَعَمْ، يَغِيبُ عَنْ أَبْصَارِ النَّاسِ شَخْصُهُ، وَ لَا يَغِيبُ عَنْ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ ذِكْرُه»، «بله، از چشمان مردم شخص او (بدنش) غیبت دارد، و از قلوب مؤمنین ذکرش (ارتباط روحی) غیبت ندارد». خیلی روایت زیباست . یعنی رابطه با حضرت در نظام روح محقق میشود که اینجا به عنوان قلوب مومنین ذکر شده است. یعنی شخص حضرت از ابصار ناس غائب است، اما یادش از قلوب مومنین غایب نیست. پس غیبت به دو عنوان برمیگردد: غیبت به لحاظ بدن، عدم غیبت به لحاظ نظام قلب و روح . معلوم میشود عدم غیبت در مرتبه روح است . در این دوره به جهتی دوران غیبت است، اما به جهتی دوران غیبت نیست. چون امام در صحنه است، امام مدبر کارهاست. و چون مدبر کار است به این لحاظ در غیبت نیست. شخصش مثل قرص خورشید پشت ابر است، بدنش دیده نمیشود و در غیبت است.
🔻 امام صادق علیه السلام در روایتی میفرماید «قال كیف بکم اذا بقیتم بلا امام هدي و لا علم يري؟ يبرأ بعضکم من بعض» چه میکنید، آن وقتی که امام هدایتگر و پرچمی که دیده بشود، نباشد؟طوری میشود در دوران غیبت که با اینکه شما شیعیان هستید، اما بعضی تان از بعضی برائت میجویید. دشمنی بین مومنین پیش می آید. در این شرایط، کار سخت میشود، تشابهات زیاد میشود ، «فَعِنْدَ ذَلِكَ تُمَيَّزُونَ وَ تُمَحَّصُونَ وَ تُغَرْبَلُون» اینجا جای تمییز است. تمیز یک مرتبه است، محص شدن یک مرتبه است، غربال شدن یک مرحله است. سه کار است. تمییز، تمحیص وتغربل صورت میگیرد .انسان اگر اینجا رسید چکار باید بکند؟ بر محکماتی که محبت ها و بغض های سابق بود، محکم بایستند.
🔻 در روایت دیگری امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: در مورد دوران غیبت و رسیدن به ظهور که دارید صحبت میکنید و دارید چشم هایتان را به آن سو می اندازید، و راجع به آن فکر میکنید «هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لَا وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَيْهِ أَعْيُنَكُمْ حَتَّى تُغَرْبَلُوا لَا وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَيْهِ أَعْيُنَكُمْ حَتَّى تُمَحَّصُوا لَا وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَيْهِ أَعْيُنَكُمْ حَتَّى تُمَيَّزُوا» ابتدا غربال میشوید، بعد تمییز میشوید، بعد تمحیص میشوید، «لَا وَ اللَّهِ مَا يَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَيْهِ أَعْيُنَكُمْ إِلَّا بَعْدَ إِيَاسٍ، لَا وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ مَا تَمُدُّونَ إِلَيْهِ أَعْيُنَكُمْ حَتَّى يَشْقَى مَنْ يَشْقَى وَ يَسْعَدَ مَنْ يَسْعَدُ» آنچه منتظرش هستید بعد از یک مأیوس شدن محقق میشود .یعنی کار خیلی سخت میشود. به همین راحتی نیست. پنجمین مرتبه این است که هر انکه باید سعید شود سعید شود و هر آنکه باید شقی شود، شقی شود (یعنی باید به سمت محوضت حرکت شود). باید سعید به سعادت برسد. یعنی در این ابتلائات سعید به سعادت محض میرسد. و شقی به شقاوت محض میرسد. پس دوران غیبت دوران «مُحوضَت» است.