مقصدی نیست؛ بیا فلسفه بافی نکنیم
هرکسی کارِ بدی کرد تلافی نکنیم

ما چه باشیم و نباشیم؛ جهان در گذر است
کاش باور بکنی فرصتمان مختصر است

شاید امروزِ شما ختم به فردا نشود
شاید این جسم بخوابد وَ دگر پا نشود

شاید آن فرد که میخواست کنارت باشد
صبح فردا چو گُلی روی مزارت باشد!

شاید این جمع بماند تو نمانی دیگر
شاید این خنده زدن را نتوانی دیگر

چقـدَر عید بیایـد که نباشیـم رفیق!
داخل گور بپوسیم و بپاشیم رفیق!

کاش باور بکند هر که مرا می خوانَد:
«نیستی» بیشتر از بودنمان می ماند
!

🔸 امیرحسین خوش‌حال
.
#Poem 📜

Comments

Be the first to add a comment