«استاد! شنیدم که امروز اینجایید واسه همین تا شنیدم پرواز کردم و اومدم اینجا!»
«رزوال یادم نمیاد که بهت اجازه داده باشم بهم بگی استاد.»
«امکان نداره هیچ چیزی کمتر از استاد بهتون بگم. تکلیفی که بهم داده بودین رو کاملا انجام دادم و درک کردم استاد. با متمرکز کردن چهار مانای مختلف به اندازه‌ی برابر میشه انرژی جادویی درست کرد که به صورت خاص به سمت هیچ کدوم از اون چهار عنصر متمایل نیست و جمعشونه.»


رزوال بعدها با استفاده از این روش از طریق محل شکستگی شاخ رام به او مانا منتقل می‌کند تا سلامتی رام به خطر نیفتد...

(مربوط به انتهای آرک دو یا همون فصل یک):

«خوووب، شروع کنیم؟ امروز خیلی به خودت فشار آوردی نه؟ مانات حدودا تموم شده با این که بهت گفته بودم به خودت فشار نیاری.»
«معذرت میخوام... لطفاً.»
رزوال موهای رام رو کنار زد و دستش رو روی محل شکستگی شاخش گذاشت.
«...برکت ستارگان بر تو باد.»
چهار نور درخشان که دور ساعد رزوال می‌چرخیدن در نوک انگشتش به یه نور سفید تبدیل میشدن که به زخم شاخ رام وارد میشد.
تکنیک انتقال مانا به صورت مستقیم به بدن فرد دیگه خیلی سطح بالایی داشت. اگه ترکیب چهار عنصر حتی اندکی نامتعادل بود باعث میشد بدن فرد گیرنده‌ی مانا آسیب جدی ببینه.
شاخ برای نژاد اُنی مثل یه دروازه‌ی پیشرفته عمل می‌کنه و براشون مانا رو جذب و دفع می‌کنه. بدن رام که شاخش رو از دست داده بود نمی‌تونست این چرخه رو به درستی انجام بده و بدون کمک رزوال خیلی زیاد دووم نمی‌آورد.

#Fact
#NovelVsAnime
#Roswaal
#AnimWorld
❄️ @AWReZERO ❄️

Comments

Be the first to add a comment