◾فوق‌العاده معروف

◾ست‌گادین


در میان نقاشان، شاعران، نویسندگان، بازیگران، وبلاگ‌نویسان، کارگردانان، اینفلوئنسرها، سرمایه‌داران، جمع‌آوری‌کنندگان کمک‌های مالی، سیاست‌مداران و خوانندگان، تعداد کمی را پیدا می‌کنید که بخواهند راه فوق‌العاده‌معروف‌شدن را تا آخر بپیمایند.

آنها درک می‌کنند که کارشان به تک‌تک انسان‌ها نمی‌رسد. نمی‌تواند که برسد. و با این قضیه کنار آمده‌اند. ولی دوست دارند که کارشان فقط به دست چند نفر بیشتر برسد.

در گذشته وقتی فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز اهمیت داشت، آنها تلاش کردند که در آن فهرست قرار بگیرند. آنهم در بالای فهرست.

در گذشته وقتی صدهزار فالوور در توییتر رقم چشمگیری بود، آنها برای بودن در صدر، جان می‌کندند. ولی وقتی آن عدد به یک میلیون رسید، هدف جدیدی نمایان شد.

در گذشته، آلبوم‌های موسیقی پاپ، میلیون‌ها نسخه می‌فروختند. در حال حاضر، دههاهزار نسخه فروخته می‌شود. ولی حتی فروش یک نسخه بیشتر از بقیه‌ی رقبا هم فعلاً رضایت‌بخش است.

تمایل به فوق‌العاده‌معروف‌شدن، ممکن است ریشه در جای خوبی داشته باشد. کار، مهم است و سزاوار دیده‌شدن توسط تعداد بیشتری از مردم است. کار، دشوار است و رسیدن به دست تعداد بیشتری از افراد، احساس شایستگی به خالق کار می‌دهد. کار، قابل اندازه‌گیری است و رتبه‌ی بهتر، نشانه‌ی کار خوب است.

اشتیاق(desire) نیز ممکن است از همان منشأ باشد که باعث حرکت مردم به سمت انجام کار می‌شود. گذشته از همه‌ی این‌ها، بزرگتر، بهتر است.

مسائلِ ناشی از فوق‌العاده‌معروف‌بودن، گوناگون و دائمی‌اند.

اول اینکه فوق‌العاده‌معروف‌شدن، کار را تباه می‌کند. نادیده‌گرفتن اقلیت مخاطبان همیشگی و تمرکز بر توده‌های مردم، باعث می‌شود که خالق کار، دست از تمرکز بر روی خلق یک کار مهم بکشد.

دوم، بی‌انتها‌بودنِ «بیشتر»(more)، می‌تواند به ایجاد یک شکاف بیانجامد. به جای رسیدن به آرامش و ساختاری برای کار بهتر، چاه ویلِ «فقط کمی سریعتر»، قدرت را از کار می‌گیرد و آن را به یک بار مسئولیت بدل می‌کند.

ارزش اعتماد، بیشتر از جلب توجه است. هدف کار، ایجاد یک تغییر معنی‌دار است، نه قرارگرفتن در یک فهرست.



.

Comments

Be the first to add a comment