اخراج علم از دانشگاه یا اخراج استاد

🔹 تا حالا فکر کرده‌ایم که چرا با وجود هزینه‌های گزاف در طرح‌هایی مانند علوم انسانی اسلامی, الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و یا حتی اقتصاد مقاومتی و.... این طرح‌ها رشد اندک و غیرمتتاسب با هزینه‌ها داشته‌اند. به عنوان نمونه به نتایج منتشره تحت نام سند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نگاهی انداخته شود. یا به دنبال تعریف به نسبت جامعی از اقتصاد مقاومتی بگردید و....
🔹 یکی از مهمترین علل عدم نتیجه‌گیری مطلوب, سیطره محافظه‌کاری بر فضای علمی ماست. تضارب اندیشه در حوزه‌های علوم اجتماعی کم رمق است. بسیاری از منتقدان ترجیح می‌دهند که سکوت اختیار کنند و با این عملشان فضا برای رشد ادعاهای بزرگ و خام فراهم می‌شود در حالیکه حتی تعزیه نیز بدون شمر گیرایی ندارد. برخی با هدف منفعت طلبانه, برخی نیز از سر همفکری سعی می‌کنند توجیه و نه تحلیل و تبیین علمی ارائه دهند. برخی از منتقدان خجالتی نیز محافظه کارانه سخن می‌گویند. نقد جدی وجود ندارد و در نهایت اگر هم طرحی تهیه شود برای جامعه علمی قانع کننده نیست مگر اینکه مثل جناب عبدالملکی راه بیفتیم و اساتید دانشگاه‌های خارجی را از این فکر ناب سورپرایز کنیم. اما در داخل خبری نیست.
🔹 دانشگاه چگونه می‌تواند به تعالی حکومت و طرح‌های آن کمک کند. یکی از پاسخ‌ها این است که وقتی به استاد و تفکر وی احترام گذاشته شود. وقتی به منتقدین بخاطر شجاعت در بیان و پذیرش خطر و آزاد اندیشی آنان بها داده شود. در این صورت دانشگاه زنده خواهد بود و اساتید می‌توانند به کمک حکومتشان بیایند نه خمودی بر دانشگاه حاکم خواهد شد و نه اساتید خود را به طرح‌های بی‌حاصلی که تنها برای آنان پایه و رتبه دارد روی می‌آورند. در این مقالات مطابق با استانداردهای به ظاهر علمی کلیدها می‌سازند اما گرهی از گره‌های اقتصاد و سیاست و جامعه و حکومت باز نمی‌شود و این در حالی است که تضارب اندیشه مورد تشویق رهبران دینی بوده و راه گشایش به سوی آینده بهتر است.
🔹 پیام روشن اخراج فیلسوف, متفکر آزاده و دردمند و شجاع; محافظه کاری اساتید, نان به نرخ روز خوردن, خمودگی دانشگاه‌ها و رشد برخی معضلات اخلاقی در دانشگاه کم رمق است.

محمدرضا یوسفی

#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی

Comments

Be the first to add a comment