⭕️هوشنگ چالنگی، روح سرودخوان جنوب درگذشت
📌چالنگی متولد ۲۹ مرداد سال ۱۳۲۰ در مسجدسلیمان بود و فعالیت هنری و ادبی خود را در دهه ۴۰ آغاز کرد
♦️با تو این راز نمیتوانم گفت/ - در کجای دشت نسیمی نیست/که زلف را پریشان کند/آرام/آرام/از کوه اگر میگویی/ آرامتر بگوی!
بیست و چند سال قبل نخستینبار هوشنگ چالنگی را در دفتر نشریه امید حلالی، از شاعران خوزستان، در اهواز دیدم. تا آن روز تنها نام او را در محافل شنیده بودم و اینکه زیاد اهل رفتوآمد به محافل ادبی و شعری نیست. در نظر آن جوان ۱۹ ساله، چالنگی غولی بود ناآرام که حتی نزدیک شدن به او میتوانست بر طبع و ذوق شاعری اثر بگذارد.
بین جمع شاعران آن روز خوزستان، چالنگی گوشه سالن نشریه نشسته بود، شباهت به غول ناآرام از آن دست که در آن روزگار شاملو و گلشیری و آتشی بودند نداشت، وقتی شعرش را بیشتر خواندم با این معنا عمیقتر آشنا شدم، او نگاه به روح خیال در حوالی خود داشت.
اکنون دیگر بیرقی برآبم/چشم میبندم و با گردنم/رعشههایم را هنجار میکنم/آیا روح به علف رسیده است
بعد از آن دیدار با چالنگی برای روزنامهای گفتوگو گرفتم و تلاش زیادی داشتم تا با او بیش از گذشته نشستوبرخاست داشته باشم و همه اینها پایه دوستی میان ما شد. رفتوآمد چالنگی پس از بازنشستگی در میان جمع شاعران و محافل هنری، بیشتر شد و همین هم فرصتی بود تا جوانان زیادی با او آشنا شوند و احوال و شعر او بیشتر مورد توجه نسل جدید شاعران قرار گیرد.
بیشتر بخوانید...
🖌داریوش معمار