📕 زخم عقل
🖌 مسعود کیمیایی

او درباره‌اش نوشته است: «این شعرها فضاها و رسوم متفاوتی دارند. به هر حال هر آنچه بر این شعرها گذشته، حالات ناگواری بوده‌اند که یک پایان نامه و یا آخرنویسی در زندگی ام داشته باشم.» «زخم عقل» نا آرام و رها، در مرز میان احساس و پرسش و ، برون‌گرایی و درون محوری (از جنس تفاوت‌های عشق و عقل) پرسه می‌زند. برخی شعرها از دل نوستالژی و قدمت خواهی شاعر برمی آید. شعرِ «احمد رضا» یادی از گذشته و شکلی از تاریخ و عمر پربلوایی است که در گذر زمان با تغییرات نام و شناسنامه خیابان‌ها همراه بوده اما گردی بر دوستی‌ها و رفاقت‌های شاعر با «احمد رضا» ننشانده است.کیمیایی در این مجموعه از نوستالژی می‌گوید، از شکست، نومیدی، غربت و تنهایی، مرگ و غم از دست دادن‌ها: خانه را گم کرده ایم… در کجا بازی کردیم؟… در کجا رفاقت باختیم؟… در کجا قلب را یافتیم؟… در کجا عدالت را باختیم؟ … شعر معنایی و پرسش گرانه کیمیایی، تصویری از جدال عشق و عقل بر لبه‌ی تیز جنون با پس زمینه‌ای از زخم اندوه و شکست است که کاوشی ذهنی در پی انسانیت ، شرافت، عدالت و عشق را سرلوحه خود قرار داده است.

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment