🖋 باید دانست که اختلاف میان فیلسوفان و میان پیروان فرقههای دیگر، سه قسم است: ...
قسم دوم: چیزهایی است که اعتقادات آنها [=فیلسوفان] به اصلی از اصول دین صدمه نمیرساند و با وجود تصدیق پیامبران و فرستادگان خدا -درودهای خدا بر آنها باد- پیکار با آنان دربارۀ آن چیزها ضرورتی ندارد، مانند اینکه میگویند: گرفتن ماه عبارت است از ناپدید شدن نور ماه، در حالی که زمین میان آن و میان خورشید قرار بگیرد، زیرا ماه روشنایی خود را از خورشید میگیرد، و زمین کره است و آسمان از جوانب بر آن محیط است. از این رو، زمانی که ماه در زیر سایۀ زمین قرار میگیرد، نور خورشید از آن منقطع میگردد، و یا اینکه میگویند: گرفتن خورشید عبارت است از قرار گرفتن جرم قمر میان نگرنده و میان خورشید. و این وقتی است که آن دو در یک زمان و در یک محل گرد آیند.
🖋 و ما در ابطال این فن هم وارد نمیشویم، چه این کار فایدهای ندارد، و آن کسی که میپندارد مناظره در ابطال این مسئلۀ به نفع دین است نسبت به دین جنایت میکند و کار آن را تضعیف مینماید، زیرا برای اثبات این امور براهین حسابی و هندسی اقامه شده است که با وجود آنها شکی باقی نمیماند، لذا اگر کسی بر آن اطلاع یابد و ادلۀ آنها را تحقیق کند تا اینکه از طریق آنها از وقت کسوفین و اندازۀ آنها و مدت بقای آنها تا زمان روشن شدن آگاهی بدهد، و بر او گفته شود که این خلاف شرع است، در علم خود شک نمیکند ولی در مورد شرع، او را تردید دست میدهد و زیان دیدن شرع از جانب کسی که آن را از راه درست نصرت نمیکند از زیان کسی که به روش معقول بر آن طعنه میزند زیادتر است و از اینجاست که گفتهاند «دشمن دانا از دوست نادان بهتر است».
📚 از کتاب «تهافتالفلاسفه» (تناقضگویی فیلسوفان)، نوشتۀ ابوحامد محمد غزالی، ترجمۀ علی اصغر حلبی
📚@philosophycafe