🌷 خونِ آیتالله #محسن_حسام_مظاهری
1️⃣ آیتالله خامنهای را بیتردید، پس از آیتالله خمینی و از جهاتی حتی بیش از وی، میتوان مهمترین معمار گفتمان اسلام سیاسی در ایران معاصر دانست. از سالها پیش از انقلاب، وی در زمرهی روحانیون و وعاظ محبوب جوانان مبارز و از سخنرانان حسینیهی ارشاد و دوستان نزدیک علی شریعتی و مرتضی مطهری بوده و بنمایهی سخنرانیهایش تفسیر سیاسی اجتماعی از قرآن و مفاهیم اسلامی بود. او که در جوانی از مترجمان آثارِ تئوریسین اسلام سیاسی سنی (سید قطب) بود، خود در میانسالی به تئوریسین اسلام سیاسی شیعی مبدل شد و توانست در دورهی نزدیک به چهار دهه رهبری خود، خوانشی شیعی از اسلام سیاسی را سامان نظری داده و نهادمند کند.
2️⃣تفسیر سیاسی از مفهوم «شهادت» و تبدیل آن به یک استراتژی مبارزاتی که شریعتی و مجاهدین خلق بنیانگذار آن بودند، پس از انقلاب و بهویژه در سالهای جنگ با عراق توسط آیتالله خمینی بازسازی و تثبیت شده و به موتور محرکهی جنگ تبدیل شد. اما این آیتالله خامنهای بود که با توسعهی این گفتمان و تبدیل آن به ساختار، بزرگترین گام را در نهادینهکردن آن برداشت. مداحی معاصر (سیاسی/مدرن) و نسل جدید مناسک شیعی شهری، ثمرهی رویکردی بودند که در روندی تدریجی اما پیوسته و آگاهانه توسط آیتالله خامنهای دنبال شد. در بنیانگذاری و تثبیت الگوی مداحی مدرن، و پیوستارهایش ازجمله موج نو شعر آیینی و نسل جدید موسیقی مذهبی نیز هیچکس به اندازهی آیتالله خامنهای عاملیت و نقشآفرینی نداشته است.
3️⃣استراتژی شهادت و دکترین عاشورا، دال مرکزی اندیشه و رفتار و مدل حکمرانی آیتالله خامنهای بود؛ بدون فهم دقیق این دو، هیچیک از رفتارها و تصمیمات و مواضع وی را نمیتوان تبیین کرد. برخلاف بسیاری از تئوریسینها که صرفاٌ در همین جایگاه باقی میمانند، او این اقبال را داشت که علاوه بر گفتمانسازی و تئوریپردازی، نسلی از هواخواهان و پیروان را پرورش دهد و متشکل سازد، و عملیاتیشدن و تبدیل تئوریهای خود به ساختار را هم در زمان حیاتش به چشم ببیند.
تقدیر چنین بود که قطعهی آخر پازل زندگی وی نیز درست منطبق با استراتژی شهادت و اسطورهی عاشورا رقم خورد: پایان زندگی به صورت شهادت و در حملهی دشمن، آنهم در ماه رمضان و با زبان روزه، آنهم همراه خانوادهی خود. انصافاً هیچ سناریوی دیگری نمیتوانست چنین انطباق کاملی با الگوی شهادت و خوانش اسلام سیاسی داشته باشد. این میزانسنِ منحصربهفرد با تکتک عناصر و اجزایش (حتی شادی مخالفان) به اندازهی چندین سال مضمون ناب در اختیار شاعران و مداحان و روضهخوانان قرار داد تا بتوانند از آن برای تولید آثار و بسیج تودهی هوادار اسلام سیاسی بهرهبرداری کنند.
4️⃣به عبارت دیگر، آمریکا و اسراییل، بهعنوان اصلیترین دشمنان جریان اسلام سیاسی، با این اقدام خود، باارزشترین و بهترین هدیهی ممکن را به جریان مذکور اهدا کردند. درست وقتی که بهدلیل بروز بحرانها و چالشهای مختلف، گفتمان اسلام سیاسی رو به افول نهاده بود، حال و با شهادتِ آیتالله خامنهای، خون تازهای به شریان این جریان وارد شده است. حالا خزانهی تاریخیِ اسلامگرایی، و فراتر از آن: تشیع، صاحب یک اسطورهی جدید شده که حیات و مماتش، همزمان دو سرمشق تاریخی بنیادی شیعه، یعنی علی(ع) و حسین(ع)، را برای بدنهی اسلامگرایان تداعی میکند. در حافظهی تاریخی شیعه حالا شمایل یک رهبرِ مبارزِ شهید نقش بسته که هم توانست چند دهه حکمرانی کند و هم در برابر قدرتهای جهانی ایستادگی کند تا شهید شود. از سوی دیگر، باورِ اسلامی به «حضور» و «استمرارِ حیاتِ» شهید، این شمایل را مانا و نامیرا خواهد کرده و به منبعی جوشان و الهامبخش برای هواداران مبدل خواهد ساخت. اگر قدرتهای تجاوزگر و مستکبر غربی، بهرغم پژوهشهای فراوانِ آکادمیای غربی دربارهی عاشورا، فهم دقیقی از مفهوم «شهادت» بهویژه در خوانش شیعی داشتند و نیرویی که «آیتالله شهید خامنهای» تولید کرده و خواهد کرد را تخمین میزدند، شاید چنان جنایتی را رقم نمیزدند.
درهرحال میتوان گفت جنگ تحمیلی آمریکا و اسراییل علیه ایران، به هر فرجامی منجر شود، خونِ آیتالله فصل تازهای از اسلامگرایی را آغاز کرده است.
پ.ن.
این یادداشت را ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ نوشتم. اما به دلیل عدم دسترسی به نت امکان انتشار آن را نیافته بودم. وقایعی که در فاصلهی این چند روز رخ داده، نخستین شواهدی مدعای یادداشت است.
❤️Ellinne