گفتن و نوشتن را هم به خدمت سرکوب درآورده‌اند و گفتن‌ها و نوشتن‌های دیگر را سرکوب کرده‌اند. دیگر به‌سختی می‌توان جلوی گلوله و سرکوب را با گفتن و نوشتن گرفت. ستایشگرانِ نادرستی نمی‌گذارند که خشونت رسوا شود و سرکوب‌کننده‌ها از ترسِ طرد و پیگرد به‌خودشان اجازه کشتار و سرکوب ندهند. آن ‌ها به اسم حقوق‌بشر و مدعیِ اصلاح و بازبانی موجه و لحنی آرام به سرکوب‌کننده‌ها خدمت می‌کنند. پروپاگاندای ظریفی است. از توجیه‌هایی استفاده می‌کنند که برای مخاطبِ ناآگاهشان توجیه‌پذیر است. چنان همه‌ی نادرستی‌ها را عادی‌سازی می‌کنند که برای مخاطبِ بی‌خبرشان عادی می‌نماید. آن‌ها از شر دفاع می‌کنند و بقای آن را تضمین می‌کنند. بدون آن‌ها این همه نادرستی و ناراستی، ممکن نمی‌شد. مهم نیست که از چه واژه‌ای استفاده کنیم؛ عادی‌سازی، تحمل‌پذیری، مداراپذیری، توجیه‌گری، عمومی‌سازی، زیباسازی، ماله‌کشی، حساسیت‌زدایی، علاج، بدآگاهی، پروپاگاندا یا ابتذال. آن‌ها دشمن حقیقت و آزادی‌اند. آن‌ها نمی‌گذارند که مردم به شادی و رفاه برسند. آن‌ها گاهی از نکشتن و سرکوب‌نکردن هم می‌نویسند؛ اما مسئله‌شان هدفمندکردنِ سرکوب و کشتار است. آن‌ها فقط می‌گویند که چه کسانی را بازداشت و سرکوب نکنید. آن‌ها از سرکوبِ مردم عادی و غیرخودی خوشحال می‌شوند.

Majid Tavakoli

Comments

Be the first to add a comment