◾وقتی چیزی جواب نمی‌دهد

◾ست‌گادین ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰



سکه‌ی امکان(possiblity)، روی دیگری هم دارد.

ما برای ارائه‌ی بهترین تلاش‌مان، نیازمند امکان و فرصت هستیم؛ برای رسیدن به این باور که ممکن است این کار جواب دهد؛ برای درک این قضیه که اگر ما بهترین تلاش‌مان را انجام دهیم و تمام وجودمان را برای پروژه بگذاریم، شانسِ رسیدن به موفقیت را خواهیم داشت. انسان به امید زنده است.

شاید چیزی بفروشیم. جایی استخدام شویم. چیز فوق‌العاده‌ای خلق کنیم. ذهنیت کسی را تغییر دهیم. یک راه درمان یا حل مسئله اختراع کنیم. نت‌هایی را به زیبایی بنوازیم. برای دیگران، فرصت برابر ایجاد کنیم. شگفتیِ معجزه‌آسایی بیافرینیم و...

شاید هم نتوانیم هیچ یک از این کارها را انجام دهیم. آن وقت چه؟

اولین فرصت برای یادگیری از آنچه رخ داده است، مهیاست. تا یاد بگیریم که فرصت وجود داشت ولی ما اشتباهی حدس زده بودیم، یا سرنخ‌های فرصت را نمی‌دیدیم یا نیاز به مهارت جدیدی داشتیم. شاید می‌بایست راهی برای بهره‌برداری از شک و تردید بیابیم یا به سادگی، نیازمند تمرین و تجربه‌ی بیشتر هستیم.

ولی ضمن عذرخواهی از Gödel، شاید اصلاً راه‌حلی وجود ندارد. شاید چیزی که ما فکر می‌کردیم یک مسئله است، مسئله‌ای برای حل‌کردن نبوده است. (چون مسائل چیزهایی هستند که راه‌حل‌هایی دارند.) شاید فقط یک وضعیت‌(situation) یا حتی یک بن‌بست بوده است. همین! شاید باعنایت به اینکه شما چه کسی هستید، چه می‌دانید و با چه چیزی سر و کار دارید، در واقع امکان موفقیت وجود نداشته است، حتی اگر در ابتدا چنین به نظر می‌رسید.

شاید هم پای شانس در میان باشد. این‌بار شانس با شما یار نبوده است. (شاید ۲۰درصد از متقاضیان واجد‌شرایط، وارد دانشگاه‌های مشهور می‌شوند، یعنی بقیه‌ی کسانی که حتی بهترین تلاش‌شان را بکنند، شانس‌شان برای پذیرش، یک از پنج است.)

اگر هیچ راه‌حل قابل‌قبولی وجود ندارد یا بدشانسی، بیش از حدِ انتظار ماست، دیگر جایی برای خجالت‌کشیدن یا سرزنش یا متهم‌کردن بقیه نمی‌ماند. آنچه از دست ما برمی‌آید، حرکتِ افتخارآمیز به سمت موقعیت و کار بعدی برای یافتن فرصتی جهت مشارکت یا رشد است. ما نمی‌توانیم با ماندن در چرخه‌ی سرزنش(خود یا دیگران)، وقت‌مان را هدر دهیم.






.

Comments

Be the first to add a comment