نبض کوچه رو گرفتیم
با همین دستای خالی
قد کشیدیم روبرویِ
این سکوتِ بیخیالی
صف به صف شونه به شونه
رد شدیم از پل انکار
حالا یک ترانه رودیم
رو به دریاهای بیدار
شوق فریاد تو رگ ما
شعلهور شد تا صدامون
شعرای ممنوعه افتاد
روی خشکیِ لبامون
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
هیچ صدایی لِه نمیشه
زیر چکمههای سرکوب
هیچ امیدی نمیمیره
توی دخمههای مرطوب
وقتی رودی، وقتی رودم
راهمون جدا نمیشه
میگذریم از ظلمت شب
تا افقهای همیشه
دستِتو بده به من که
نبض کوچه زنده باشه
همصدا با من بخون تا
این سیاهی کله پا شه
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
نان، کار، آزادی (زن، زندگی، آزادی)
«پویان مقدسی»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing