✳️ تله ایدهها✍ برایان کاپلان / اقتصاددان در دانشگاه جورج میسون
✅ تصور کنید که کشور شما در حال فروپاشی است. بیکاری و تورم سر به فلک کشیدهاند. جنگ نزدیک است و خیابانها مملو از اعتراضات. اما اصلا نگران نباشید: انتخابات در پیش است! رئیسجمهور فعلی و سیاستهای شکست خوردهاش را دور انداخته و جایگزین او حتما با ایدههای جدیدش کشور را نجات خواهد داد.
🔺واقعاً؟ اما شاید در میان این هرج و مرج مردم قدرت را بدست عوامفریبان بیمسئولیت بدهند و شرایط حتی بدتر شود. این نگرانی خیلی هم دور از واقعیت نیست. چه زمانهایی است که دیوانهترین سیاستمداران طرفدار می یابند؟ وقتی که کشور در حال سقوط است.
وقتی به جهان نگاه میکنیم شواهد چندانی نمییابیم که کشورهایی که عملکرد بدی دارند قادر به اصلاح مسیر خود باشند. یکی از مهمترین حقایق رشد اقتصادی این است که بطور میانگین کشورهای فقیر قادر نیستند خود را به کشورهای ثروتمند برسانند که مهمترین دلیل آن سیاستهای بد است. بسیاری از این کشورها دموکراسی هستند ولی تقریبا هیچوقت به کسی رای نمیدهند که به سیاست کشورهای موفقی مثل هنگکنگ و سنگاپور نگاه کرده و به سیاستهای شکستخورده ملی پشت کند.
🔺نامطلوبترین مکانها برای زندگی معمولا سه چیز دارند:رشد اقتصادی کند، سیاستهای ضد رشد، مقاومت در برابر ایدههای بهتر و متفاوت.
حال فرض کنید این سه فاکتور رشد، سیاست، و ایدهها اساس وضعیت سیاسی اقتصادی یک کشور باشند. همچنین فرض کنید که چیزی مانند قانون حرکت نیوتون این سیستم را هدایت می کند، یعنی:
۱. ایدههای خوب باعث سیاستهای خوب میشوند.
۲. سیاستهای خوب به رشد خوب میانجامند.
۳. رشد اقتصادی خوب به ایدههای خوب می انجامد.
🔹قانون سوم که شاید کمی عجیب بنظر برسد را زمانی کشف کردم که ضمن مطالعه عقاید عمومی در مورد اقتصاد دریافتم ظاهراً رشد درآمد باعث افزایش سواد اقتصادی میشود، حتی در سطوح پایین درآمدی. این یعنی وقتی افراد فقیر شاهد رشد درآمد خود هستند، مثل مهاجران، درک اقتصادیشان نیز بهبود می یابد. در عین حال درک اقتصادی ثروتمندانی که شاهد کاهش درآمد خود هستند افول میکند.
🔻متن کامل؛
https://bit.ly/3sSw8Ha برنامه ريزی استراتژيك
https://t.me/ExecutiveManagement